اخبارالبرزپنجمن اجلاس مهدویت و انقلاب اسلامیگفتگوها

یک بعد مهم از انقلاب اسلامی ، تشکیل حکومت مهدوی است

به گزارش روابط عمومی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) استان البرز، در راستای تبیین اهداف و اهمیت معارف معدویت، روابط عمومی بنیاد استان در آستانه پنجمین اجلاس ملی مهدویت و انقلاب اسلامی، با شکراللهی عضو هیئت علمی و استاد یار دانشگاه خوارزمی استان گفتگو کرد.

مشروح گفتگو را در زیر بخوانید:

اندیشه مهدویت، چگونه در شکل‌گیری، استمرار و جهت‌دهی انقلاب اسلامی نقش‌آفرینی کرده است؟

انقلاب اسلامی ایران چیزی نیست جز نگاه به مهدویت ، نگاه به یک حکومت مهدوی، ولی باز نه به یک حکومت مهدوی در آینده ، بلکه مدیریت را در زمان حال بر عهده دارد.

بحث مهدویت و نسبت آن با انقلاب اسلامی را باید از جهات مختلف بررسی کرد، یک بار به عنوان یک واقعه تاریخی و از جهت عاطفی به عنوان یک بحث تاریخی شخصیتی که در سال ۲۵۵ قمری به دنیا آمدند و یک دوران غیبت صغری و غیبت کبری داشتند و در انتهای تاریخ هم دوباره وقایعی اتفاق می‌افتد و حکومت می کنند، در نگاه فرا تاریخی، بررسی می کنیم که انقلاب اسلامی چه نوع نگاهی را نسبت به امام غائب ترویج کرد.

یک بعدی که برای انقلاب اسلامی مهم هست، تشکیل حکومت مهدوی است، یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف چه حکومتی قرار است تشکیل دهند که ما طبق آن الگو حرکت کنیم، از اینجا اگر آغاز کنیم، ابداع گر انقلاب اسلامی، که یک عالم برجسته دینی‌ است، یعنی یک عالمیست که فقیه ، عارف و فیلسوف است.

آغاز این حرکت، امام راحل به عنوان یک عالم دینی بود، دینی که مهدویت بخشی از آن است و به هیچ عنوان منفک از ابعاد دیگر نیست.

شما می‌توانید وقتی از زاویه عاشورا وارد شوید در انتها به مهدویت برسید از مهدویت وارد شوید و به عاشورا برسید، پس این انقلاب چیزی نیست جز نگاهی به حکومت، یک حکومت دینی و به یک حکومت آرمانی الهی هرچند در ظاهر گاهی به پیامبر(ص) ارجاع داده می شود و گاهی به سیره امیرالمومنین(ع) ارجاع داده می شود و به تعبیری که در کتاب انسان ۲۵۰ ساله هست، این‌ها همه یک انسان هستند و در یک بستر تاریخی قرار می‌گیرند، همین نگاه امام(ره) به دین و مهدویت است که به انقلاب منجر می شود.

یعنی اگر نگاه امام راحل به دین نگاه حکومتی نبود، برداشت حکومتی نداشتند،حرکت امام حسین(ع) را حکومتی نمی‌دیدند، حرکت امیرالمومنین(ع) را حکومتی نمی‌دیدند، انقلابی اساساً شکل نمی‌گرفت.

پس آن نگاه حکومتی که امام به آن رسیده بود باعث انقلاب شد و نوع نگاهی که در بعضی از موارد در قبل از پیروزی انقلاب در میان بعضی منبری‌ها دیده می‌شد نگاه فردی به امام زمان بود.

از منظر امام خمینی(ره) این انقلاب اساساً مهدوی است و شعار «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی(ره) محافظت بفرما»، از نظر بانیان انقلاب، مرتبط با تفکر مهدویت از بعد اجتماعی و سیاسی است و این پرچم روزی به دست صاحب اصلی‌اش باز می گردد.

تمام تلاش این شخصیت این بود که وظیفه دینیش را انجام دهد و به سیاست، به اقتصاد به هر کاری که نگاه می‌کرد می‌خواست ببیند متون دینی چه از او خواستند.

بدون شک، مهدویت یکی از ارکان تفکر اسلامی است و به شکل خاص و دقیق‌ترش یکی از ارکان تفکر شیعه است و اندیشه شیعه یک اندیشه منسجم است و شخصی که تمام ابعاد دینی اعم از عاشورا و حکومت امیرالمومنین(ع) را می بیند یک شخصیتی است که ابعاد مختلف دین را شناخته و با مهدویت آشنا است.

انقلاب چیزی نیست جز نگاه به مهدویت ، نگاه به یک حکومت مهدوی، ولی باز نه به یک حکومت مهدوی در آینده ، بلکه مدیریت را بر عهده دارد.

وقتی قصه های معجزه آسایی در انقلاب و در جنگ اتفاق می‌افتد نگاه مدیران بزرگ جامعه اسلامی ما این است که این بخشی از یک چهارچوب کلی است، مدیریتش را شخص دیگری دارد و البته آن هم دوباره تبعیت از اراده الهی در خلقت است.

میشل فوکو تعبیری دارد، که در این تعبیر گفته است که، انقلاب ایران مهدوی است، خیلی عجیب است که یک فرد فرانسوی به ایران آمده و اعلام کرده، این انقلاب، انقلابی مهدوی است.

در واقع اگر سه چیز از انقلاب گرفته شود انقلاب باقی نمی ماند، عاشورا ، مهدویت و ولایت فقیه این سه عامل دارای یک هویت واحد هستند.

اگر از شما سوال کنند حکومت مهدوی و اهداف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خلقت چیست؟ و تعریف آن در انقلاب اسلامی چگونه است؟ بدون شک ما دوباره در مهدویت باقی نمی مانیم و ما به سمت متون دینی می رویم، یعنی مسائل فرعی و مسائل اصلی در قرآن چیست؟ امام هم به عنوان کسی که تابع قرآن و جلوه‌ای از این کتاب هست همین موضوع را دنبال می کنند.

ملاصدرا در کتاب اسرارآیات، اهداف قرآن را که به نوعی اهداف دینی است توضیح می‌دهد و از نظر ایشان مهم‌ترین حکم، بحث توحید است.

فکر بانیان انقلاب هم مبتنی بر توحید است، امام خمینی (ره) از ابتدا تا انتهای سخنرانی‌هایشان همیشه بخشی از بحث را به بخش توحید اختصاص می دادند.

هر اتفاق مهمی که در انقلاب رخ می داد امام راحل می‌فرمود، خدا این کار را انجام داد از جمله: خرمشهر را خدا آزاد کرد و این نگاه توحیدی همان هدف حکومت مهدوی است.

مقام معظم رهبری هم همین گونه هستند، هر اتفاقی که رخ می دهد همین عبارت را دارند، تاریخ از نظر رهبری به عنوان امام انقلاب، تاریخ مساوی با تجلی خداوند در خلقت است و نگاه مهدوی هم همین گونه است که باید بین مردم منتشر شود.

یکی از مهم‌ترین هدف‌های بعثت انبیاء بحث حکومت است، اینجا امام و همه انبیاء آمدند تا اقامه قسط و عدل کنند و امام زمان (عج) هم مهمترین شعارشان عدالت است و برای رسیدن به عدالت لازم می‌دانند که حکومت را تشکیل دهند.

امام خمینی (ره) هم در اینجا متاثر از این اندیشه هستند، اگر این نگاه حکومتی به مهدویت نبود و جزء اهداف نبوت نبود امام راحل هم به سمت حکومت نمی‌آمدند.

چگونه می‌توان مفهوم «انتظار فعال» را در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه نهادینه کرد؟

دین به دلیل ابعادی که دارد قادر است، نیازهای دنیوی و اخروی انسان را بر آورده کند. اگر این مقدمه را بپذیریم و نگاه دینی وارد بدنه مدیریتی شود، اهدافی که برای مهدویت و دین قائل هستیم تحقق می‌یابد.

استقامت در سوره هود مطرح شده که رهبر جامعه و مردم باید آن را نصب العین خود قرار دهند. یعنی خود پیامبر(ص) بعد از نزول این سوره می‌فرماید که من پیر شدم به این دلیل که حرکت دادن دیگران به این باور سخت است.

علامه طباطبایی در جلد اول المیزان قصه زیبایی دارند که هر نکته‌ای که در دین هست این قابل استدلال است، ایشان می‌فرماید؛ انبیاء معجزه‌ داشتند و این معجزه برای اثبات آموزه هایشان نبود چرا که این آموزه ها مبتنی بر عقل بود.

مثلا اگر می‌خواهید در اینجا سود کنید آنقدر قدرتمند شوید که نتوانند شما را تهدید کنند. پس آیا با مهدویت می‌توان به یک جامعه با اقتصاد درست و سالم رسید، بله و این امر تعبدی نیست.

علامه طباطبایی اینجا خلاف غربی ها حرف می زند. یعنی غربی ها می گویند معجزه هم خدا می کند علامه معتقد است؛ سخن انبیا ءعقلی است. زکات ، خمس و جهاد اگر بی دین هم باشید ضرورت عقلی است.

یک مسلمان شیعه وقتی که با نیت عمل می‌کند سودش بیشتر است، در دنیا و آخرت نفع می برد . حالا سوال این است که چرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وقتی که یار قدرتمند پیدا می‌کنند در مدیریت جامعه موفق می شوند، چون عقل‌های الهی شکوفا شده است.

چگونه می‌توان از تعالیم مهدوی برای تحکیم بنیان خانواده و کاهش آسیب‌های اجتماعی بهره گرفت؟

وقتی که بحث خانواده هست دوباره ما با مجموعه روابطی سر و کار داریم، رابطه بزرگترها با خودشان و رابطه کوچکترها با بزرگترها و اگر ما می‌گوییم که (الا بذکر الله تطمئن القلوب) پس تفاوتی نمی کند که شما در خانواده باشید یا جای دیگر و اگر این خانواده یاد بگیرد در ارزش گذاری‌ ها به چه رسانه‌ای اعتماد کند  و به چه رسانه‌ای اعتماد نکند، یا این که خانواده به چه موضوعاتی اهمیت می دهند و چه موضوعاتی را اهمیت نمی‌دهند، در واقع یک آموزش است که کوچکترها از بزرگترها یاد می‌گیرند.

ما در دوره‌ای هستیم که قدرت تبلیغی رسانه‌ای غرب به گونه ایست که همه موضوعات را می‌تواند بازی دهد، ارزش گذاری‌های دیگری بوجود آمده است.

گاهی اوقات متاسفانه بعضی از دانش آموزان سر کلاس نهج البلاغه را نمی شناسند چرا، چون این گفتمان در خانواده شان نیست ایجاد این گفتمان در خانه هنر می خواهد.

چگونه از رسانه برای گسترش فرهنگ مهدوی و فرهنگ انتظار استفاده کنیم و با فرهنگ انتظار چگونه می‌توانیم با فرهنگ ابتذال و مصرف گرایی مقابله کنیم و همچنین تحقق جامعه منتظر چه سیاست‌های فرهنگی و آموزشی در سطح ملی باید داشته باشد؟

رسانه همان است که رهبری تاکید می‌کنند، همانطور که فیلم حضرت یوسف برگرفته از قصه قرآنی بود و در خانه ها پخش شد، رسانه‌ای که دست متدینین باشد به قرآن باز می گردد.

اگر دانشجویی از ما خواست که برای خانواده‌اش دو کتاب برهانی مهدویت ببرد، ما کاملا باید دستمان پر باشد، یعنی باید تولید محتوای دینی و هنری در قالب کتاب ، انیمشین و فیلم داشته باشیم و آن ها را به خانواده ها انتقال دهیم و از اینجا به بعد پدر و مادر هستند که باید این محتوا را به خانه انتقال دهند.

آیا بین مهدویت و تمدن نوین اسلامی می توان رابطه و تعامل برقرار کرد؟

وقتی معتقدیم یک عقلانیت الهی در همه جا حاکم است، یعنی تمدنی که بر اساس یک ریشه است هم اهداف نبوت و هم توحید و معاد دارد و دنیا به عنوان پلی است که باید عدالت در آن حاکم شود تا به نگاه توحیدی برسیم.

یک رکن جامعه مهدوی این است که آدم‌ها عقلشان و دانش شان شکوفاشده است، عقل‌ها تا جایی شکوفا شدند که فضا عادلانه می‌شود.

در جامعه مهدوی، ولی الهی در راس کار است، اگر برای جایی نسخه می‌پیچد، این نسخه‌ دیگر قرار نیست جای دیگری را خراب کند.

امیرالمومنین(ع) جمله‌ای در خصوصیت انبیاء دارند که می‌فرمایند: دارویی که دوای جدید تولید نمی‌کند و دارویی که درد جدید تولید نمی‌کند.

تمدن اسلامی، تمدنی است که از متون دینی به تعبیر آیت الله جوادی آملی با یک عقل پرورش یافته عجین شده است. الحمدلله در این ۴۰ سال اخیر در مراکز مختلف مقالات، و کتاب هایی نوشته شده تا آن تمدن اسلامی شکل بگیرد.

نخبگان دانشگاه و حوزه چه نقشی می‌توانند در طراحی الگوی تمدن اسلامی و توسعه و ایجاد تمدن اسلامی داشته باشند؟

ما باید به متون دینی بازگشت داشته باشیم، ما باید به سمت جامعه‌ای برویم که ارکان دین در آنجا جاری است، تلاش مسئولین در این زمینه باید باشد و تلاش مسئولین فرهنگی جامعه هم باید در همین مسیر باشد.

ما در حال حاضر در جامعه ای هستیم که در راس‌ آن یک دین شناس قرار گرفته است و جامعه باید به این باور برسد که رهبر جامعه در موضوعات مختلف از جمله اقتصاد و بین الملل یک نگاه برآمده از دین دارد.

ما در یک جنگ شناختی قرار داریم، در این جنگ دشمن و دوست مخلوط شده، یعنی شما به طور ناخودآگاه می‌بینی که به نفع کسی تبلیغ می‌کنی که او دشمن خود تو است.

بنابراین دشمن شناسی چه دشمن فرهنگی یا غیر فرهنگی و آشنا شدن با هدف انبیاء الهی تا حد زیادی می تواند در تحقق تمدن اسلامی نقش داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا