اخبارخراسان رضویگفتگوها

بابیت و بهائیت؛ بازخوانی یک جریان تاریخی در نسبت با دکترین مهدویت

کامل نواب گفت: جامعه منتظر باید بداند که فرهنگ انتظار تنها یک باور درباره آینده نیست، بلکه یک نظام فکری برای شناخت حق، حفظ هویت دینی و حرکت به سوی عدالت است.

به گزارش روابط عمومی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان خراسان رضوی، امیرحسین کامل نواب، نویسنده و پژوهشگر حوزه فرق ضاله و ادیان انحرافی و از کارشناسان بنیاد استان در گفتگوی اختصاصی با روابط عمومی بنیاد استان روز سه شنبه ششم مرداد به موضوع “بابیت و بهائیت ؛ بازخوانی یک جریان تاریخی در نسبت با دکترین مهدویت” پرداخت.

کامل نواب در ابتدای کفتگو اظهار کرد: مهدویت در اندیشه شیعه، صرفاً یک باور اعتقادی درباره آینده نیست؛ بلکه بخش مهمی از هویت دینی، فرهنگی و تمدنی جامعه شیعی به شمار می‌رود. از همین رو، بررسی جریان‌هایی که در طول تاریخ تلاش کرده‌اند مفهوم مهدویت، انتظار و مرجعیت دینی را بازتعریف کنند، اهمیت ویژه‌ای دارد. در همین زمینه، درباره نسبت بابیت و بهائیت با دکترین مهدویت و ابعاد تاریخی و فکری این جریان‌ها گفت‌وگو می کنیم.

بابیت و بهائیت چرا در نسبت با مهدویت اهمیت دارند؟

مهدویت در فرهنگ شیعه تنها یک باور فردی یا یک اعتقاد مذهبی نیست؛ بلکه یک منظومه فکری و تمدنی است که آینده تاریخ را بر اساس وعده الهی و تحقق عدالت جهانی تفسیر می‌کند. جامعه منتظر، جامعه‌ای است که هویت خود را با پیوند میان ایمان، عدالت‌خواهی و انتظار ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) تعریف می‌کند.

از این منظر، هر جریانی که بخواهد مفهوم منجی، جایگاه امام معصوم(عج) یا اصل انتظار را دستخوش تغییر کند، نیازمند بررسی دقیق است. بابیت و سپس بهائیت نیز از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کنند؛ زیرا این جریان‌ها در مقطعی از تاریخ معاصر، مدعی ارائه قرائتی جدید از مسئله مهدویت شدند.

بابیت چگونه شکل گرفت و چه ارتباطی با مسئله مهدویت داشت؟

بابیت در ابتدا با ادعای ارتباط با امام زمان(عج) شکل گرفت. علی‌محمد باب خود را «باب» یا واسطه میان مردم و امام غائب معرفی کرد، اما این ادعا به مرور تغییر یافت و از ادعای بابیت به ادعاهای گسترده‌تر مانند قائمیت و تغییر در برخی مبانی دینی رسید.

این تحول نشان می‌دهد که مسئله تنها یک برداشت عرفانی یا معنوی نبود، بلکه به تدریج به یک جریان فکری تبدیل شد که در پی ارائه قرائتی متفاوت از جایگاه امامت و شریعت اسلامی بود.

تفاوت اصلی نگاه مهدویت شیعی با دیدگاه بهائیت در چیست؟

در اندیشه شیعه، انتظار به معنای آمادگی برای ظهور حضرت حجت(عج)، اصلاح فرد و جامعه و حرکت در مسیر تحقق عدالت است. اما در نگاه بهائیت، این انتظار پایان‌یافته تلقی می‌شود و ظهور جدیدی با ادعای پایان دوره انتظار مطرح می‌گردد.

بنابراین، مهم‌ترین نقطه اختلاف، به برداشت از مفهوم منجی و استمرار هدایت الهی بازمی‌گردد. در تفکر شیعی، امام عصر(عج) همچنان محور امید تاریخی و معنوی جامعه مؤمنان است، اما در بهائیت، تلاش می‌شود مفهوم منجی با تعریف دیگری جایگزین شود.

برخی معتقدند مسئله بهائیت صرفاً یک اختلاف اعتقادی است؛ ارزیابی شما چیست؟

برای تحلیل یک جریان تاریخی، باید مجموعه ابعاد اعتقادی، اجتماعی و تشکیلاتی آن را در نظر گرفت. بهائیت را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف نظری ساده در حوزه باورهای دینی دانست؛ زیرا این جریان در طول تاریخ خود دارای ساختارهای سازمان‌یافته، شبکه‌های ارتباطی و فعالیت‌های اجتماعی بوده است. از همین رو، تحلیل آن نیازمند توجه هم‌زمان به مبانی اعتقادی، تاریخ شکل‌گیری و نحوه فعالیت‌های سازمانی آن است.

یکی از موضوعات مطرح درباره بهائیت، مسئله مظلوم‌نمایی رسانه‌ای است. این مسئله را چگونه تحلیل می‌کنید؟

در سال‌های اخیر، یکی از محورهای تبلیغاتی این جریان، ارائه تصویری صرفاً حقوق بشری از خود بوده است؛ به گونه‌ای که هرگونه نقد یا برخورد با ساختارهای سازمانی آن، به عنوان مخالفت با آزادی عقیده معرفی می‌شود. اما برای بررسی دقیق‌تر باید میان باور شخصی افراد و فعالیت‌های تشکیلاتی یک جریان تفاوت قائل شد. نقد یک جریان فکری یا بررسی عملکرد یک ساختار سازمانی، لزوماً به معنای نادیده گرفتن حقوق انسانی افراد نیست.

به همین دلیل، تحلیل موضوع بهائیت نیازمند نگاه تاریخی و پژوهشی است و نباید تنها بر اساس روایت‌های رسانه‌ای یک‌طرفه صورت گیرد.

به نظر شما چرا برخی جریان‌ها از ادبیات حقوق بشری برای معرفی خود استفاده می‌کنند؟

در دنیای امروز، رسانه نقش مهمی در شکل‌دهی افکار عمومی دارد. بسیاری از جریان‌های فکری تلاش می‌کنند با استفاده از مفاهیمی مانند حقوق بشر، آزادی و صلح، تصویر مطلوبی از خود ارائه دهند.

شناخت این مسئله نیازمند سواد رسانه‌ای و توانایی تحلیل روایت‌هاست. هر ادعایی که در فضای رسانه مطرح می‌شود، باید با بررسی تاریخی، اسناد و زمینه‌های فکری آن مورد ارزیابی قرار گیرد.

خطر اصلی بهائیت برای فرهنگ مهدویت را در چه موضوعی می‌دانید؟

از منظر اندیشه مهدویت، مسئله اصلی در تلاش برای تغییر مرجعیت دینی و بازتعریف مفهوم انتظار است. فرهنگ انتظار در شیعه بر ارتباط با اهل‌بیت(ع)، استمرار هدایت الهی و اعتقاد به ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) استوار است.

هر جریانی که بخواهد این مبانی را کمرنگ کند یا مفهوم منجی را با تعریف دیگری جایگزین نماید، به صورت مستقیم با بنیادهای فکری مهدویت مواجه خواهد شد.

با توجه به فعالیت گسترده رسانه‌ها، جامعه امروز چگونه باید با این جریان‌ها مواجه شود؟

مهم‌ترین راهکار، افزایش آگاهی و شناخت است. مقابله فکری با جریان‌های مختلف، صرفاً با واکنش احساسی امکان‌پذیر نیست؛ بلکه نیازمند مطالعه، پژوهش و شناخت دقیق مبانی اعتقادی است.

جامعه‌ای که از تاریخ، اندیشه دینی و شیوه‌های اثرگذاری رسانه‌ای آگاه باشد، کمتر تحت تأثیر روایت‌های ناقص یا جهت‌دار قرار می‌گیرد.

در پایان، مهم‌ترین ضرورت امروز در حوزه شناخت بابیت و بهائیت چیست؟

ضرورت امروز، بازخوانی علمی و مستند این جریان‌ها و تبیین جایگاه مهدویت در منظومه فکری شیعه است. جامعه منتظر باید بداند که فرهنگ انتظار تنها یک باور درباره آینده نیست، بلکه یک نظام فکری برای شناخت حق، حفظ هویت دینی و حرکت به سوی عدالت است.

شناخت جریان‌هایی که در طول تاریخ تلاش کرده‌اند این فرهنگ را تغییر دهند یا کم‌رنگ کنند، بخشی از مسئولیت معرفتی جامعه شیعی در عصر حاضر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا