
به گزارش روابط عمومی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان هرمزگان، همزمان با تحولات گسترده منطقهای و بینالمللی، روز پنجشنبه هفتم خرداد ماه مصاحبهای تخصصی با امیرمحمد رضایی زارعی مدیر بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) استان هرمزگان، با موضوع (آیا ظهور از دل فروپاشی نظم جهانی رخ میدهد) انجام شد.
رضایی زارعی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به اینکه مسئله ظهور تنها یک بحث اعتقادی یا آخرالزمانی نیست، اظهار داشت: در اندیشه شیعه، مهدویت در حقیقت نظریه آینده تاریخ است. برخلاف بسیاری از مکاتب فلسفی و سیاسی که پایان تاریخ را در حاکمیت یک ایدئولوژی، یک نظام اقتصادی یا یک قدرت سیاسی جستوجو میکنند، مهدویت معتقد است تاریخ بشر به سمت تحقق کامل عدالت، معنویت و حاکمیت الهی در حرکت است.
وی افزود: هنگامی که درباره فروپاشی نظم جهانی سخن میگوییم، منظور صرفاً فروپاشی دولتها یا وقوع جنگهای بزرگ نیست. در ادبیات علوم سیاسی، نظم جهانی مجموعهای از ساختارهای قدرت، نظامهای اقتصادی، نهادهای بینالمللی، الگوهای فرهنگی و روابط حاکم بر جهان است. آنچه امروز مشاهده میکنیم، نشانههای فرسایش تدریجی این ساختارهاست. بحران مشروعیت قدرتهای بزرگ، کاهش اعتماد عمومی به نهادهای بینالمللی، افزایش شکافهای طبقاتی، جنگهای نیابتی، بحرانهای هویتی و حتی گسترش اضطراب و ناامیدی در جوامع پیشرفته، همگی بیانگر این واقعیت هستند که نظم کنونی جهان با چالشهای عمیق و بنیادین مواجه شده است.
مدیر بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان هرمزگان تصریح کرد: در نگاه مهدوی، یکی از مهمترین مقدمات پذیرش حکومت جهانی عدل، آشکار شدن ناتوانی الگوهای بشری در تأمین سعادت انسان است. بشر طی قرون اخیر انواع نظامهای فکری را تجربه کرده است؛ از امپراتوریهای سلطنتی گرفته تا لیبرالیسم، کمونیسم، ناسیونالیسم و الگوهای مختلف حکمرانی. هر یک از این نظامها مدعی حل مشکلات بشر بودند، اما واقعیت آن است که همچنان جنگ، فقر، تبعیض، استعمار، بحران اخلاقی و ناامنی در ابعاد گسترده وجود دارد.
وی ادامه داد: یکی از نکات بسیار مهم در فهم صحیح مهدویت این است که ظهور نتیجه شکست یک دولت یا پیروزی یک کشور خاص نیست. ظهور نتیجه رسیدن جامعه بشری به یک آگاهی تاریخی است. انسان باید به این درک برسد که بدون اتصال به هدایت الهی، قادر به ایجاد عدالت پایدار نخواهد بود. از این منظر، بحرانهای جهانی زمانی اهمیت پیدا میکنند که موجب بیداری فکری ملتها شوند، نه صرفاً زمانی که باعث ویرانی و جنگ شوند.
رضایی زارعی با اشاره به مفهوم «بنبست تمدنی» در مطالعات معاصر اظهار داشت: بسیاری از اندیشمندان جهان امروز از بحران تمدن مدرن سخن میگویند. افزایش افسردگی، فروپاشی نهاد خانواده، بحران معنویت، مصرفگرایی افراطی، تنهایی انسان مدرن و گسترش خشونتهای ساختاری نشان میدهد که مسئله جهان فقط اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه بشر با یک بحران عمیق معنایی روبهرو شده است. در حقیقت، انسان معاصر با وجود پیشرفتهای علمی و فناوری، هنوز نتوانسته به آرامش، عدالت و رضایت درونی دست یابد.
وی افزود: از منظر مهدویت، ظهور پاسخی الهی به همین بحران فراگیر انسانی است. حکومت حضرت ولیعصر(عج) صرفاً یک جابهجایی سیاسی نیست؛ بلکه آغاز یک تحول تمدنی عظیم است که در آن علم، اخلاق، عدالت، معنویت و کرامت انسانی به صورت همزمان رشد میکنند. به همین دلیل نمیتوان ظهور را صرفاً در قالب یک واقعه نظامی یا سیاسی تحلیل کرد.
مدیر بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) استان هرمزگان با انتقاد از برخی برداشتهای سطحی درباره آخرالزمان خاطرنشان کرد: متأسفانه گاهی مهدویت به مجموعهای از پیشبینیهای هیجانی درباره جنگها و حوادث روز تقلیل پیدا میکند. در حالی که روایات اهل بیت(ع) ما را به تعقل، بصیرت و آمادگی همهجانبه دعوت میکنند. تاریخ نشان داده است که تطبیق عجولانه روایات بر وقایع سیاسی، بارها موجب خطا و سرخوردگی شده است.
وی ادامه داد: آنچه امروز اهمیت دارد، فهم روندهای کلان جهانی است. اگر جهان با افزایش بیعدالتی، بحران مشروعیت قدرتها، فرسایش ارزشهای انسانی و گسترش ناامنی مواجه است، این وضعیت میتواند زمینه توجه بیشتر انسانها به ضرورت یک نظم عادلانه جهانی را فراهم کند. اما هیچکس حق ندارد زمان ظهور را تعیین کند یا حوادث جاری را به صورت قطعی بر نشانههای ظهور منطبق بداند.
رضایی زارعی با اشاره به وظایف منتظران در عصر غیبت گفت: انتظار در فرهنگ شیعه یک مفهوم فعال و تمدنساز است. منتظر واقعی کسی نیست که صرفاً در انتظار وقوع حوادث باشد؛ بلکه کسی است که برای تحقق ارزشهای حکومت مهدوی در زندگی فردی و اجتماعی تلاش میکند. عدالتخواهی، اخلاقمداری، خدمت به مردم، مبارزه با فساد، افزایش آگاهی و تقویت معنویت، مهمترین شاخصههای انتظار حقیقی هستند.
وی در پایان تأکید کرد: اگر بخواهیم نسبت میان فروپاشی نظم جهانی و ظهور را در یک جمله بیان کنیم، باید بگوییم که ظهور از دل شکست تمدنهای ظالم و ناتوانی الگوهای بشری در تحقق عدالت سربرمیآورد، اما آنچه زمینه اصلی ظهور را فراهم میکند، صرف فروپاشی ساختارها نیست؛ بلکه بیداری انسانها، آمادگی جوامع برای پذیرش حق و تشنگی جهانی نسبت به عدالت الهی است. جهان پیش از ظهور ممکن است بحرانهای متعددی را تجربه کند، اما مقصد نهایی تاریخ از نگاه مهدویت، هرجومرج و نابودی نیست؛ بلکه استقرار تمدن جهانی عدل و معنویت به رهبری حضرت ولیعصر(عج) است.این نسخه بهجای پرداختن صرف به «جنگ ایران و اسرائیل»، وارد مباحث عمیقتر فلسفه تاریخ، بحران تمدن مدرن، مشروعیت نظم جهانی، بنبست تمدنی، نسبت مهدویت و علوم سیاسی، و مفهوم انتظار تمدنساز میشود و برای یک مصاحبه با مدیر بنیاد مهدویت، سطحی حرفهایتر و پژوهشیتر دارد.