لزوم تمرکز بر تبیین راهبردها در عصر غیبت
معاون فرهنگ، آموزش و پژوهش بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) گفت: بعضی از حوادثی که در آخرالزمان اتفاق میافتد، شاید ربطی به بحث ظهور نداشته باشد زیرا شبیه و بلکه بدتر از آنها نیز اتفاق افتاده است؛ باید در چنین شرایطی دقت کنیم که راهبرد ما در زمان غیبت و زمینهسازی برای ظهور چیست.

به گزارش روابط عمومی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج)، در گستره باورها و اندیشههای اسلامی، مفهوم «آخرالزمان» از جایگاهی ژرف و سرنوشتساز برخوردار است. این مفهوم تنها به رویدادهای پایانی تاریخ بشری محدود نمیشود، بلکه دورانی معرفی میشود که از بعثت پیامبر خاتم(ص) آغاز شده و تا فرجام جهان امتداد مییابد.
یکی از عنوانهایی که نبی مکرم اسلام(ص) را بِدان خواندهاند، «پیامبر آخرالزمان» است، از اینرو، میتوان دریافت که دوره زندگانی و پیامبری حضرت محمد(ص) نیز آخرالزمان است.
روایات اسلامی نیز بر آخر الزمان بودن دوره پیامبر(ص) تأکید میکنند، بهطور نمونه ابن عباس(رض) حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده که فرمودهاند: وقتی خداوند آدم را آفرید، او را در مقابل خود نگه داشت. آدم عطسهای زد؛ خداوند به او الهام کرد که حمدِ خدا را کند. بعد فرمود: آدم، مرا حمدی کردی؛ به عزت و جلالم سوگند اگر نبودند دو بنده که میخواهم آنها را در آخرالزمان خلق کنم، هر آینه [بیتردید، بهیقین] تو را نمیآفریدم. آدم گفت: خدایا تو را به مقام ایشان در نزدت سوگند میدهم که اسم آنها را بفرمایی. خداوند فرمود: نگاه کن به جانب عرش. آدم دید دو سطر از نور نوشته شده؛ خط اول چنین بود: لا اله الّا الله، محمد نبی الرحمه و علی مفتاح الجنه. خط دوم نوشته بود: سوگند یاد کردم به نفس خود که ببخشم هر که آن دو را دوست داشته باشد و شکنجه و عذاب کنم هر که با آن دو دشمن باشد.
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا نصوری معاون فرهنگ، آموزش و پژوهش بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) در گفتگو با خبرگزاری ایکنا به تبیین مسائل مربوط به آخرالزمان پرداخته است که مشروح آنرا در ادامه میخوانیم:
در روایات اهل بیت(ع)، «آخرالزمان» دقیقاً به چه بازهای اشاره دارد و تفاوت میان «نشانههای قطعی» و «علائم غیرقطعی» آخرالزمان چیست؟
آغاز آخرالزمان از زمان پیامبر(ص) است و تا قیامت ادامه دارد و در این بین اتفاقاتی میافتد. ۲۳ سال دوران زندگی پیامبر اکرم(ص) و ۲۵۰ سال دوران امامان شهید ماست و نزدیک به ۷۰ سال نیز دوره غیبت اول امام زمان(عج) و بعد دوره غیبت دوم است که اکنون ما در دوران غیبت دوم قرار داریم و بعد دوران ظهور و سپس دوران رجعت و بعد دوران حکومت امام زمان(عج) است و به قیامت ختم میشود که به آن، دوره آخرالزمان میگویند.
بعضی از نشانههایی که برای آخرالزمان مطرح میکنند؛ بیشتر منوط به بخشی از آخرالزمان است که به ظهور منجر میشود که گفته شده دوران زیبایی نیست و در آن دوره سختیها بسیار است و اوضاع جهان به نوعی تاریک قرار دارد که بعد منتج به ظهور میشود.
یک سری علائم در روایات وجود دارد که محتوم یا قطعی و غیرمحتوم یا غیرقطعی است که تفاوتش این است که علائم حتمی و قطعی حتماً باید محقق شود تا منتج به ظهور شود، اما علائم غیرحتمی شاید واقع شود یا شاید نشود، شاید هم اتفاق افتاده باشد.
علائم حتمی پنج مورد است که شامل خروج سفیانی، خروج یمانی، ندای آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف بیداء است که هر کدام تعریفی دارد و باید محقق شوند تا به ظهور منتج شود، اما علائم غیرحتمی بسیار است که شاید محقق شود و شاید نشود که برخی از آنها شامل خروج رجل الخراسانی، خروج سیدحسنی و خروج شخصی به نام شعیب بن صالح میشود که نشانههایی برای آنها وجود دارد از جمله ترک خوردن دیوار مسجد کوفه.
آیا افزایش اعتراضها، ناآرامیها و شکافهای اجتماعی و حتی اغتشاشات اخیر را میتوان بهعنوان یک نشانه برای ظهور در نظر گرفت یا صرفاً زمینهساز تلقی میشود؟
بعضی از حوادثی که اتفاق میافتد، شاید ربطی به بحث ظهور نیز نداشته باشد، بهطور نمونه بحرانهایی که اتفاق میافتد و کشتارهایی که در طول تاریخ رخ میدهد از جمله جنگهای صلیبی اول تا چندم، بعضی از بیماریهایی که در دنیا اتفاق میافتد، نمیتوانیم آن را با بحث ظهور تطبیق دهیم زیرا شبیه و بلکه بدتر از آنها نیز اتفاق افتاده است، اما یک نکته اساسی این است که راهبرد ما در زمان غیبت و شرایط و زمینه برای ظهور چیست، همچنین برای امر فرج باید آماده شویم نه ظهور. چون باید فرج یعنی گشایش برای ظهور ایجاد شود، بنابراین باید بتوانیم بسترسازیها را به تعبیری که مقام معظم رهبری فرمودند برای خود و جامعه در ابعاد مختلف ایجاد کنیم. آمادگی اعتقادی، روحی، روانی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ضروری است.
این حوادث و اغتشاشات میتواند بهعنوان یک حادثهای برای بسترسازی امر فرجی باشد که در آن دوران ظلم و جور به حد اعلی میرسد، بهطور نمونه فردی مانند ترامپ ملعون به جهان ظلم بسیاری میکند. اما درواقع بدتر از این حوادث نیز در جوامع قبل از ما بوده است، بنابراین باید این مسائل را با دقت بیشتری دنبال کرد تا آن نگاه تمدنی قبل از ظهور را ایجاد کنیم زیرا نگاه تمدنی این است که فرهنگ ابتذال امروزی به فرهنگ انتظار تبدیل شود.
در روایات، مؤمن آخرالزمانی بیشتر مأمور به صبر و بصیرت است یا کنشگری اجتماعی؟
اینکه ظهور چه زمانی است را کسی اطلاع ندارد، اما در آخرالزمان منتهی به ظهور، اوضاع برای مؤمنان سخت میشود و مؤمنان و انسانهای منتظر واقعی شبانهروز در حال تلاش هستند و یکی از زیباییهای دوران ظهور این است که این سختیها منتج به دوران زیبای ظهور میشود.
گفته شده در آخرالزمان قبل از ظهور، زنان و جوانان در جامعه فسق و فجور بسیار میکنند که پیامبر اکرم(ص) در مورد نقش مؤمنان در این زمان میفرماید: مؤمنان باید امر به معروف و نهی از منکر کنند یا قدرت ندارند یا موقعیت برای آنها مناسب نیست یا اثرگذاری که باید در امر معروف و نهی از منکر داشته باشند را ندارند، بنابراین سکوت میکنند. این امر نشان میدهد که فضای دینداری و معنویت با رویکرد الهی برای مؤمنان راحت نیست پس مؤمنان دعوت به صبر میشوند.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: اینگونه نیست که اگر شما برای امر فرج شتاب بدهی، خدا نیز با شتاب شما شتاب کند، بلکه مؤمنان باید نگاه صبر و بردباری را دنبال کنند.