
کشف رمز مهدویت در جبههها
در روزهایی که پرسش «چرا جنگ شد؟» به خانهها و کلاسها هم رسیده بود، طرح اوقات فراغت مهدوی «روایت فتح» با یک هدف ساده و بزرگ به میدان آمد: پاسخدادن به پرسشهای کودکان و نوجوانان، به زبان خودشان، با بازی، قصه، سرود و گفتوگو. این طرح در ۲۱ استان، با حضور ۲۲۱ مربی برای ۲۸۰۰ دانشآموز به همت واحد خواهران بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) در استان ها اجرا شد.
چرا «روایت فتح»؟
کودکان و نوجوانان این روزها فقط تماشاگر خبر نیستند؛ سؤال دارند. «جنگ یعنی چه؟»، «چرا باید نترسیم؟»، «ما چه کاری از دستمان برمیآید؟» اگر پاسخ این پرسشها را در کلاس و کنار مربی نیابند، از جای دیگری خواهند شنید. «روایت فتح» میخواست این پاسخ را درست، آرام و امیدبخش بدهد؛ نه با شعار، که با قصه و بازی و تجربهای که بچهها خودشان انجامش دهند. هدفها روشن بود:
- شناخت حق و باطل و ریشه زورگویی، به زبانی که کودک بفهمد
- عزت و ایستادگی بهجای ترس و تسلیم
- امید و شجاعت، حتی در سختترین روزها
- پیوند با امام زمان (عج) از راه دعا، یاریرسانی و تلاش بهاندازه توان
- مسئولیتپذیری؛ از درسخواندن تا کمک به دیگران، همه بخشی از «مهدییاری» است
از گنج تا فرودگاه: سفر ششجلسهای کودکان
کودکان در شش جلسه، از جستوجوی یک گنج به معنای انتظار درست رسیدند:
- در جستوجوی گنج – معمای «گنج و جنگ» بچهها را وارد ماجرا میکند؛ بعد «سلاح خدا» (ایمان، توکل، اتحاد) را کشف میکنند و با جدول رمز، نام «امام مهدی» را بیرون میکشند.
- سفر به سرزمین صلح و مهربانی – سوار «ماشین زمان» میشوند و به کشور ظهور میروند؛ جایی که جنگ تمام میشود، گنجها آشکار میشوند .
- دست به دست هم – با «گروههای جهادی» آشنا میشوند، داستان تلاش شهید سلیمانی در سیل خوزستان را میشنوند و در مسابقه «ظهور و آبادانی» آبادانی را با هم میسازند.
- من یک مهدییاورم – فرق «باور» و «یاور» را میفهمند، میآموزند که یاور امام باید مثل کوه استوار، مثل فانوس روشن و مثل نخل سودمند باشد.
- قهرمانان کوچک – شجاعت تمرین میشود و متوجه میشوند ظاهرِ بزرگ همیشه نشانه قدرت واقعی نیست.
- فرودگاه انتظار – انقلاب به «باند فرودگاه» تشبیه میشود؛ باندی محکم برای فرود امام زمان (عج). بچهها با راههای عملی مهدییاری آشنا می شوند
از ضربالمثل تا قله: مسیر نوجوانان
نوجوانان با زبانی دیگر روبهرو بودند: تحلیل، پرسش و مثالهای ملموس. مربی جواب را آماده نمیداد؛ حدسزدن و بحثکردن بخش اصلی جلسات بود.
- چرا جنگ شروع شد؟ – از معما شروع میشود و با روایت یک داستان به مفهوم ایستادگی در برابر زورگویی میرسد.
- چرا جنگ شروع شد؟ (۲) – با آزمایش، تفاوت «داشتن ابزار» و «اثرگذار بودن» را میبینند و با داستان کمال کورسل آشنا میشوند.
- مثلثی که مربع شد – پیروزی را بر پایه تحقق یا عدم تحقق اهداف دشمن میسنجند و با مثال به نقش بیداری در کنار توان نظامی میرسند.
- سلاح مخفی، فراتر از موشک – می آموزند که ایمان چگونه به سختیها معنا میدهد.
- ناامیدی ممنوع! – افراد محتلف الگوی تحمل سختی برای رسیدن به «قله» میشوند؛ قلهٔ مهدویت و ظهور.
- اولین گام در مسیر یاری – با مثال میآموزند یاری امام یعنی تلاش «به اندازه توان»، حتی اگر کوچک باشد.
برای هر جلسه، هم ویدئوی آموزشی و برگه راهنمای تصویری مربی و هم متن کامل طرح درس آماده شد. وسایل مورد نیاز در حد تخته، ماژیک، کارت، بادکنک یا یک اتو بود؛ و همین سادگی باعث شد ۲۲۱ مربی در ۲۱ استان بتوانند طرح را همزمان اجرا کنند.
راوی فتح باشید …
این طرح قرار نیست به همین اجرا محدود بماند. مربیان، مبلغان و فعالان فرهنگی که با کودکان و نوجوانان کار میکنند، میتوانند از محتوای طرح در مدرسه، مسجد، پایگاه و کلاسهای تربیتی استفاده کنند. چند توصیه برای شروع:
- رده سنی را انتخاب کنید: کودک (حدود دبستان) یا نوجوان؛ ترتیب پیشنهادی جلسه ۱ تا ۶ است.
- راهنما را زودتر بخوانید: برگه راهنمای مربی و متن کامل طرح درس را مرور و وسایل را آماده کنید و ویدئو را ببینید.
- زمان را با گروه خود تنظیم کنید: جلسهها حدود ۳۵ دقیقهاند و بازیها و سرودها قابل کوتاه و بلند شدن هستند.
- حال بچهها را در نظر بگیرید: در روزهای جنگی، فضای کلاس را شاد و امن نگه دارید، ساده و صادقانه پاسخ بدهید .
- بازخورد بدهید: تعداد شرکتکنندگان و تجربههای اجراییتان را برای بهتر شدن طرح در اختیار ما بگذارید.
برای دسترسی به محتوای این طرح اینجا کلیک کنید
سخن پایانی
«روایت فتح» تلاشی بود برای اینکه کودکان و نوجوانان، بهجای ترس، امید و بهجای تماشا، مسئولیت را تجربه کنند؛ و مهدویت را نه فقط انتظار صرف، که در یاری و تلاش ببینند. حالا نوبت شماست که این روایت را ادامه دهید.