مقالات

ساحات مساوات و مواسات در دولت تراز انقلاب اسلامی و مهدویت

 چکیده

از دیر باز دغدغه‏ی مساوات با تمام مفاهیم و مصادیقش بخش جدایی ناپذیری از تفکر انسان بوده است. در تفکر دینی مساوات و مواسات توأمان رنگ برابری و برادری را در مواجهه با فرهنگ و تمدّن رقیب بیش از پیش برملا می‏ساخت. امروز و در خاستگاه جهانی، حقوق بشر و حقوق مدنی مشمول لااقل اصل مساوات انسانی شده‏اند و نباید آن را از منظر عدالت خواهی بشر مشاهده کرد. در تراز انقلاب اسلامی و نگاه امامین آن، همواره میان مفاهیم «عدالت»، «مساوات» و «مواسات» تفاوت وجود داشته و در هر برهه ای و عرصه ای از ظرفیت بالای هر یک از آنها استفاده‏ی مطلوب گردیده است. در این رهگذر آرمان و آرزوی تمامی راست مردان و پاسداران حدّ و مرزهای الهی تحقق مساوات و مواسات در سطح انقلاب جهانی موعود و عینیت یافتن آن در باور به مهدویت است. قرابت لفظی و معنوی «مساوات» و «مواسات» موجب شد در این مجال ابتدا به وجه تشابه و تمایز مفهومی هر دوی این واژگان پرداخته شود. سپس رویکردی نوین و جامع در عرضه‏ی ساحات مساوات و مواسات اتّخاذ شد. ادعا اینست که با تفکیک میان حوزه‏ی تکوین و تشریع در این مسأله‏ی بنیادین، بسترهای تکوینیِ مساوات بیش از پیش جلوه‏گر خواهد شد و جزئیات عرصه های تشریعی نیز نمایان خواهد گردید. ما به عنوان نمونه در هر یک از این دو ساحت، به چهار حیطه و جنبه‏ی اساسی پرداختیم و باب مناقشه و تضیق و توسیع آن را به روی پژوهندگان گشودیم.

مقدمه

در تاریخ و فرهنگ اسلام اهتمام به اصل مساوات و ایمان به برادری مسلمانان به گونه‏ای ترتیب داده شد که روی افکار رقیب همانند هندوها تأثیر عمیقی می‏گذاشت.(النظام السیاسی فی الاسلام، ص۲۰۲) مدعیان سوسیالیست همانند استالین نیز به زودی به شکست خود در پرداخت متساوی دستمزد کارگران، اعتراف کردند و این اصل را واهی و بی اساس تلقّی نمودند.( العمل و حقوق العامل فی الاسلام ، ص۲۷۳) در ارزیابی انقلاب ها در حوزه‏ی فرهنگ و تمدّن یکی از شاخصه ها و مؤلفه های مهم، میزان برابری و برادری است که مقیاسی مشترک در تمامی مبانی و اصول فکری و باورهای الهی به شمار می‏رود. مسأله مساوات در تراز انقلاب اسلامی و مهدویت با زاویه‏ی اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی متفاوت است. هر چند بسیاری از متفکران این اصل را با رویکردی منفعلانه در برخی استعمالات با عدالت دینی همسان انگاشته‏اند لکن با در نظر داشتن تغایر مفهومی این دو اصطلاح باید موضع و جهت گیری فعّالانه‏ای به این بحث داشت.

در سایه این نگاه کلان است که می‏توان آن را به شکل مستقل و منحاز مورد بحث و گفتگو قرار داد و ساحات آن را به دقت تشریح و موشکافی نمود. از سوی دیگر در سالهای اخیر از سوی رهبر انقلاب واژه‏ی «مواسات» کاربست افزونی یافته و مفهوم والای مواسات را بر مفهوم «مساوات» سوار نموده است؛ هر چند که برخی با همسان‏انگاری این دو واژه به ظرافت و شرافت معنایی آن بی توجهی نموده‏اند.

در میان پژوهش هایی که در حیطه‏ی این مسأله صورت گرفته، یا برپایه‏ی نهضت خاصی همچون مشروطه نظری افکنده شده(معرفت، ش۹۵، ص۸۹ تا ۱۰۰) و یا از منظر بزرگانی همچون نائینی ره ارزیابی گردیده است.(ماهنامه اندیشه سیاسی معاصر، ش۱۱، ص۴۰ تا ۴۷) در بیشتر این مطالعات ضمن همسان و همسنگ پنداشتن مساوات و عدالت، همواره نگاه حقوقی و قضائی بر دیگر ابعاد این اصل اساسی ترجیح یافته است.(مطالعات حقوق، ش۳۳، ص۱۳۳ تا ۱۵۷ و مطالعات علوم سیاسی، حقوق و فقه، ش۴، ص۴۵۳ تا ۴۶۲) البته گاهی نیز در زدودن نگاه تبعیض آمیز و طبقاتی و نژادی به بخشی از ساحت تکوینی مساوات نگریسته شده است.(الصحوه الإسلامیه، وهبه، توفیق علی) همچنین در بعد اقتصادی و نظام توزیع اصل مساوات و اصول الگوی اسلامی تشریح گردیده است.(پژوهش های اجتماعی اسلامی، سید احمد عاملی، ش۹۸، ص۶۳ تا ۹۰) در نطقی که به شکل نوشتار ترتیب داده شده نیز به برخی از شاخه ها و دسته بندی های مساوات بدون ارائه‏ی نظام مشخصی اشاره شده است.(دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ش۲۷، ص۴۳ تا ۵۰)

در این فرصت مجالی بدست آمده تا تأثیر مفاهیم نغز و پر مغز مساوات و مواسات را در فرهنگ سازی انقلاب اسلامی ایران و تمدّن سازی نهضت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در ساحات گوناگون به بحث و گفتگو بنشانیم. برای این مهم لازم بود در ضمن بررسی مفاهیم این واژگان به مبانی و فلسفه‏ی مساوات از نگاه اسلام نیز اشارت شود تا با اشراف بیشتری حیطه و جنبه هایِ ساحات این اصل استوار را به تصویر در آوریم. امتیاز این پژوهش در اینست که اولا به بررسی تشابه و تمایز لفظ «مساوات» و «مواسات» پرداخته است. ثانیا رویکرد نوین و جامعی در عرضه‏ی ساحات مساوات و مواسات اتّخاذ شده است. ادعا اینست که با تفکیک میان حوزه‏ی تکوین و تشریع در این مسأله‏ی بنیادین، بسترهای تکوینیِ مساوات بیش از پیش جلوه‏گر خواهد شد و جزئیات عرصه های تشریعی نیز نمایان خواهد گردید. در نهایت ظرفیت ها و قابلیت های بی بدیل این آموزه در میان دیگر معارف جامعه شناختی دین بهتر انعکاس و بازتاب پیدا خواهد نمود.

۱- تشابه و تمایز مفهومی مساوات و مواسات

مصدر باب مفاعله از ماده‏ی «سوی» به معنای بلند نمودن چیزی یا کسی تا اینکه قدر و اندازه اش به دیگری برسد.(العین، ج۷ ص۳۲۶) همینطور در مماثلت و معادلتِ قدر و قیمت دو شئ به کار می‏رود.(مفردات، ۴۳۹ و المصباح المنیر، ج۲، ص۲۹۸( درباره‏ی ماده «وسی» که از اشتقاق کبیر با «سوی» برخوردار است، برخی احتمال لغت ضعیفی از «أسی» به معنای اندوهگین شدن را داده‏اند(لسان العرب، ج۱۵، ص۳۹۲) که در این صورت «وسی» اشتقاق اکبر از «أسی» است که تناسبی در لفظ و معنی در میان آن دو وجود دارد(التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۱) و مصدر مؤاسات به معنای اینکه کسی را به چیزی رساندن (لسان العرب، ج۱، ص۳۰) و یا برابر نمودن(المنجد، ص۱۱) خواهد بود.

نکته‏ی قابل ذکر در این میان اینست که در العین در بیان اشتقاقات باب اللفیف من السین، با وجود ۱۷ ماده مستعمل، به ماده‏ی «وسی» در کنار «سوی» و دیگر مستعملات اشاره ای نمی‏نماید.(العین، ج۷، ص۳۲۵) همانطور که ذکر شد در دیگر کتب نیز به ضعف این واژه اشاره شده است لکن در روایاتی که در ادامه خواهد آمد، از این واژه در سخنان امیر المؤمنان و روایات اهل بیت علیهم السلام استفاده شده است. حال سؤال اینست که آیا این ناسازگاری را بر پایه‏ی اصل جواز نقل به معنی می‏توان از جمله موارد اغلاط راویان احادیث دانست؟ یا اینکه مسأله‏ی فصاحت بیانات امیر المؤمنین علیه السلام مورد اعتراف عام و خاص است و این خود شاهد روشنی بر صحت این واژه است و نباید آن را ضعیف دانست؟

نظیر این ادعا که استعمال شدن یک واژه در بیان امیر الکلام خود بزرگترین دلیل بر صحت این کاربست می‏باشد، سخن فخر رازی در ذیل تعبیر «التَهلُکَه» در قرآن کریم است. وی بعد از اینکه سخنان ادیبان را درباره‏ی اینکه وزن «تفعُله» آیا به شکل مصدر یا اسم یا وصف در زبان عرب به کار رفته نقل می‏کند، تمامی آنها را تکلّفات نحویان می‏خواند. سپس در نقد آنها می‏افزاید که اُدبا اگر شعر مجهولی را در مورد واژه ای می‏یافتند، شادمان و فرحناک می‏بودند که حجّت و دلیلی را درباره‏ی آن واژه یافته‏اند!!! در نهایت اینچنین می‏نویسد: «ورود این لفظ در کلام خدای متعال که از نظر موافق و مخالف مشهود به فصاحت است، سزاوارتر است به صحّت این لفظ و استقامت آن»(مفاتیح الغیب، ج۵، ص۲۹۴)

این لطیفه‏ی قرآنی مفسّر بزرگی همچون فخر رازی که فصاحت قرآن کریم خود شاهد آشکاری بر صحّت به کارگیری واژه های کلام الهی است، دقیقا درباره‏ی کلام مولای متقیان علی علیه السلام نیز صادق است. در بیان فصاحت بیان و استقامت کلام امیر الکلام، شواهد فراوان و بی شماری وجود دارد که در این مختصر سخن نمی‏گنجد. کلینی ره در باب «جوامع توحید» خطبه‏ی توحید را از امیر مؤمنان علیه السلام نقل نموده و به شیوع آن در میان عامّه اشاره کرده و آن را برای اهل اندیشه و تدبّر و فهم کافی دانسته است. سپس درباره‏ی این سخنان بیانی را نظیر تحدّی خداوند درباره‏ی قرآن کریم(۸۸/اسراء) ابراز نموده است:

«اگر تمام جن و انس جمع شوند و خرمندان همه‏ی جوامع بشری گرد هم آیند که در بین این جوامع پیامبری نباشد و این اندیشمندان تنها از راه های عادی به مقام علمی رسیده باشند، اگر بخواهند درباره‏ی توحید خداوند سخن بگویند هرگز آن توان را نخواهند داشت که همانند علی بن ابی طالب علیه السلام سخن بگویند.»

ابن ابی الحدید معتزلی نیز در شرح خطبه‏ی ۲۲۱ نهج البلاغه چنان تحت تأثیر فصاحت و بلاغت علی علیه السلام قرار گرفته، ضمن صحیح دانستن سخن معاویه که «علی بلاغت را برای قریش بنیان گذاری کرده» می‏گوید:

«اگر تمام فصحای عرب در جایی جمع باشند و این خطبه بر آنان قرائت شود، شایسته است همگی به خاک افتاده سجده کنند! همان طور که قرآن سوره هایی دارد و در آن سوره ها آیاتی است  که اگر خوانده شود باید سجده کرد، علی بن ابی طالب علیه السلام هم خطبه هایی دارد که یکی از آنها همین خطبه است. اگر آن را برای خردمندان فصیح و بلیغ و کارشناسان فصاحت و بلاغت بخوانند آنان باید سجده کنند!»(شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۵۱)

بر این اساس برخلاف آنچه که برخی از نویسندگان مرتکب شده‏اند، نباید به جهاتی که در سطور پیشین گذشت، از مساوات و مواسات به شکل همسان یاد کرد.(عصر زندگی، ص۱۳۳ تا ۱۶۰) هر چند بر پایه‏ی اشتقاق کبیر میان مساوات و مواسات(التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۱) اشتراک معنی در مماثلت و معادلت وجود دارد لکن در مفهوم مواسات، بالابردن و رساندن توأم با دلداری و تسلّی دادن(فرهنگ ابجدی، ص۹۷۱) و یا توأم با همدردی و حزناک بودن(تاج العروس، ج۱۹، ص۱۵۹) نیز لحاظ شده است. با این وجود بر سختی مساوات افزوده خواهد شد و تحقق مواسات در سطح عموم امری بسیار دشوار خواهد گردید؛ چنانچه اسحاق بن عمار هنگام شنیدن ابعاد و ساحات مواسات با برادران دینی چنان شگفت زده شد که در چهره‏اش نمایان شد. امام صادق علیه السلام نیز برای آرامش بخشی به وی، وجوب و لزوم تجهیز و تقویت برادران را به زمان قیام قائم علیه السلام اختصاص دادند.(مصادقه الإخوان، ص۳۶)

بدین ترتیب علی رغم قرابت معنایی این دو واژه، مفهوم والای مواسات به جهت غرابت لفظی نیاز به بررسی و بیان تشابه و تماز مفهومی با مساوات داشت. به جهت نامأنوس بودن واژه‏ی «مواسات» در میان مردم و عدم تمییز معانی آن دو، در بیانات امام و رهبری نیز که در ادامه خواهد آمد، معمولا واژه‏ی برادری عطف به برابری شده تا مفادش در کلام و بیان تاحدودی باقی بماند. ما نیز در مباحث آتی به جهت شهرت و اجماع «مساوات» در نگاه ملی و جهانی و پرهیز از تکرار و اطناب، سخن را بر محور اصل مساوات در اسلام و با تطبیق و بررسی در تراز انقلاب اسلامی و جامعه‏ی جهانی مهدوی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیش خواهیم برد.

در اینجا بیان این نکته مناسب است که در میان بیانات رهبری معظم انقلاب هم به تفکیک عدالت و مساوات تصریح شده که گاهی مساوات، ظلم است.(خطبه‏های نماز جمعه، ۱۸/اردیبهشت/۱۳۷۷) همچنین در تفکیک مساوات و مواسات با بیان روایتی از امام باقر علیه السلام در جمع کارگزاران نظام، یکی از سه تکلیف بسیار مهم و دشوار مؤمنین را مواسات خوانده و می‏فرمایند: «مواساه المرء أخاه»(خصال، ج۱، ص۱۳۱) مواسات ورزیدن با برادر مؤمن. مواسات با مساوات فرق دارد؛ برابرى نیست. مواسات یعنى همراهى کردن و کمک کردن به برادر مؤمن در همه‏ى امور. انسان وظیفه بداند؛ کمک فکرى، کمک مالى، کمک جسمانى، کمک آبروئى. این مواسات است.»(بیانات رهبر معظم در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام ۳۱/شهریور/۱۳۸۶) هر چند که ایشان نیز نظیر امام گاهی در کنار مساوات، برادری را مطرح نموده‏اند.(دیدار جمع زیادی از کارگزاران و مسوؤلان نظام، میهمانان خارجی، ۱۰/تیر/۱۳۷۸)

همانطور که در مقدمه بیان گردید به جهت پوشش و نمایش هر چه بهتر تمام ابعاد و ساحات اصل مساوات، مناسب است اشاره‏ای به مبانی و فلسفه‏ی آن نیز داشته باشیم.

۲- مبانی اصل مساوات در اسلام

برپایه‏ی مبانی ذیل می‏توان مدعی شد که مساوات در حقیقت از اساسی ترین مسائل جهان بینی اسلام که همان یگانی و یکتاپرستی و اصل توحید است، نشأت می‏گیرد:

الف) ذات و حقیقت خداوند متعال یگانه و یکتاست.(۱/توحید)

ب) صفاتش زائد بر ذاتش نیست و از هیچگونه کثرتی برخوردار نیست.(التوحید، ص۴۰)

ج) جهان آفرینش در ساحات گوناگونش برپایه‏ی الگوی واحدی مدیریت و تدبیر می‏گردد و هر حرکتی و فرآیندی حتی امور اختیاری انسان، وجودش به ذات مقدس خدا منتهی می‏شود.(۱۶/رعد)

د) همه انسانها از یک نفس واحدی آفریده شده و همه از نظر اصول انسانی برابر و برادرند.(۱/نساء و ۱۰/حجرات)

ه) اصول برنامه و محتوا و هدف دعوت به شریعت بدون استثنا یکی است.(۲۵/حدید)

و) جامعه‏ی بشری سرانجام زیر پرچم واحدی قرار خواهد گرفت.(۲۸/فتح، ۱۰۵/انبیا، ۵/قصص)

این وحدات ششگانه همه از وحدت نخستین و یگانگی ذات «الله» سرچشمه می‏گیرد و بر تمام تعلیمات اسلامی حاکم و با آنها پیوندی وثیق برقرار نموده است. به عبارت دیگر جملگیِ اصول و فروع، احکام و اخلاق و قانون و حقوق همه تجلیات توحید و پرتوهای پرفروغ آنند.( دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ش۲۷، ص۴۳ تا ۴۵) چنین مبانی فکری و اندیشه ای نتیجه و ثمره‏ای جز اثبات اصل مساوات و برابری و برادری و دلداری میان انسان ها را به بار نخواهد آورد. بدیهی است که این اساس مستحکم و بنای استوار از جمله اهداف و آرمان های بلندی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی و حکومت یکپارچه و جهانی مهدوی عجل الله به شمار می‏آید.

۳- فلسفه مساوات در اسلام

از آیات متعددی می‏توان یاد کرد که بر تبیین فلسفه مساوات تکیه دارد و نجات و رهایی انسان را از بندگی غیر خدا دنبال می‏کنند. بعثت تمامی رسولان الهی در هر امّتی را برای اجتناب از بندگی طاغوت در کنار بندگی خدا قرار داده(۳۶/نحل) برترین جلوه‏ی بندگی غیر خدا و طاغوت را در قبال راه خدا مقرر نموده(۷۶/نساء) و لعنت و غضب خدا را بر سر طاغوت پرستان(۶۰/مائده) فرود آورده است. همینطور در آسیب شناسی جریان طاغوت، برنامه و نقشه‏ی آنها را طبقاتی و فرقه فرقه سازی نمودن جامعه معرفی نموده است.(۴/قصص) از این رو در گفتگوی میان طرفداران ادیان آسمانی و دارندگان کتاب الهی بعد از خدشه و احتجاج در مبانی فکری آنها، تمامی آنها را به کلمه‏ای که میان آنها و ما برابر و یکسان است، دعوت می‏فرماید:

«قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ…‏»

«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر سر سخنی که در میان ما و شما یکسان است، گرد آییم؛ این که فقط خدا را بپرستیم و هیچ چیز را شریک او نکنیم و برخی از ما دیگری را ارباب به جای خدا نگیرد…»(۶۴/آل عمران)

قرآن مجید هدف بلند رسالت را کلمه‏ی واحدی می‏داند تا ارباب متفرق کنار زده شود و کسی بر دیگری ارباب نگردد. عملیاتی نمودن نسخه‏ی شفا بخش مساوات در تمامی زمینه های تکوینی و تشریعی‏اش، تحقق بخشیدن به همین هدف والا و غایت قُصواست. چنانچه مساوات و برابری و یکرنگی با فلسفه‏ی اصل آفرینش که نیل انسانها به مقام خلیفه‏ی الهی در زمین(۳۰/بقره) برای اینکه مظهر و معلم اسماء و صفات(۳۱/همان) گردد، کاملا سازگار و هماهنگ و متناسب است.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز که مسوولیت جهاد تبیین را به نص شریف قرآن کریم بر عهده داشت(۴۴ و۶۴/نحل) آموزه‌‏ی وحیانی‌ اصل مساوات را در تمام امورات حکومت مدینه برقرار ساخت. در بدو ورود که مردم و سران و بزرگان با شور و علاقه‏ی فراوان از او استقبال کردند و زمام ناقه‏ی ایشان را برای فرود در محله‏ی خود درخواست نمودند، فرمودند: «راه شتر را باز کنید او مأموریت دارد هر جا بخوابد، من همان جا فرود خواهم آمد.»(ابن شهر آشوب، ج۱، ص۱۸۳ و أعلام الوری، ص۶۶ و تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۴) در نگارش نخستین قانون اساسی در اسلام تمامی ادیان را به رسمیت شناخت و مسلمانان و یهودیان را امّت واحد به شمار آورد که هر یک در پیروی از دین خود آزادند.(ابن هشام، ج۲، ص۱۴۷) در مسیر حکومت و مدیریت صحنه‏ی جامعه سعی نمود، تا با همگان به طور یکسان رفتار شود و هیچ‌ گونه فرقی بین آنان نباشد که در ادامه اشاراتی به آن خواهد آمد. این سیره منشأیی جز باور عمیق به این اصل اصیل نداشت که در فلسفه و خاستگاه مساوات در تشبیهی زیبا و حکیمانه می‏فرمود: «مردم چون دندانه های شانه مساویند»(تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۰۰)

۴- ساحات مساوات

بعد از بررسی مفهومی و بیان مبانی و تبیین تحلیلی مساوات بر پایه متون و منابع معتبر نقلی، نوبت به طرح شیوه‏ای نوین از ساحات و ابعاد مساوات می‏رسد. برخی مساوات را یکی از لوازم عدل دانسته‏اند(مجموعه‏ی آثار، ج۱، ص۸۰) و در مقام تبیین کارکردهای شناختی و تربیتی آن قرار نداشته‏اند.[۱] در بسیاری از نوشته جات مساوات از جنبه‏ی حقوقی و یا وظایف و مسوولیت هایی نظیر خانواده و اجتماع مورد بررسی قرار گرفته است. به نظر می‏رسد که با رویکردی فعّال اصل مساوات را مستقل از مفهوم عدالت به شکل یک نظریه و در نظامی ساختارمند در حوزه‏ی «تکوین» و «تشریع» می‏توان مورد بررسی و کنکاش قرار داد.

الف) در نظام تکوین و آفرینش

برپایه‏ی معارف بلند و والای قرآن و حدیث شرافت و برتری در نظام تکوین آمیخته با نظام تشریع است و در صورت تفکیک در میان این ساحات هیچ معیار و ملاکی برای ارزش‏گذاری و اعتبارسنجی برای تکوین و آفرینش باقی نخواهد ماند. البته خاستگاه این ادعا در مباحث نظام حقوقی در اسلام مطرح گردیده که ملاکاتی همچون طبیعت یا توافق جمعی نمی‏توانند در قبال نظام ارزشی الهی فاقد اعتبارند.(نظریه‏ی حقوقی اسلام، ج۱، ص۷۷ تا ۹۸) البته عقل بشر همواره معیارهایی را در نظام هست و آفرینش برای امتیاز و برتری هچون کمال و نقص و یا ملائمت و منافرت با نفس(اصول فقه، ص۲۲۷) در نظر می‏گیرد لکن در نظام معرفتی توحیدی فضیلت و شرافتی در ساحت هستی شناسی به شمار نمی‏آیند.

در این راستا باید دانست که برخلاف برخی از تفاسیر(روح المعانی، ج۱۵، ص۱۱۹) مراد از آیه‏ی تکریم(۷۰/اسراء) بیان حال جنس بشر است و پیرامون برتری انسان در خصیصه های مادی و دنیوی سخن می‏گوید. از این منظر تکریم انسان بنابر اعطا و بخشش عقل و درایت به اوست و تفضیل او بر بسیاری از مخلوقات به جهت اینست که در قبال دیگر موجودات نظیر حیوان و جن سهم بیشتری از برخورداری ها را تصاحب نموده است.(المیزان، ج۱۳، ص۱۵۲ تا ۱۵۵) اما این برتری مادی هرگز موجب شرافت افراد بشر بر دیگر پدیده های مادی نیست و باید میان جنس و مقام انسانیت و افراد آن تفکیک نمود. به هر روی صرف نظر از کرامت های خاص و فضائل روحی و معنوی که به عده ای از انسان ها اختصاص داده شده، در قرآن کریم آحاد بشر به جهات مخالفت با نظام تشریعی الهی مورد خدشه قرار دارند.

با این مقدمه مساوات در نظام تکوین به این معنی است که بین انسان‌ها از حیث آفرینش تفاوتی وجود ندارد و همگان از این جهت برابرند. نه نژاد، رنگ، زبان، شکل و جغرافیا تأثیری در بهم زدن یگانگی و یکرنگیِ تکوینی دارد و نه شاخصه هایی نظیر مذهب، اجتماع، اخلاق و فرهنگ هم نوعی و هم زیستیِ تکوینی را مخدوش می‏نماید. در اسلام افراد با هر تیره و تبار و هر عقیده و مرام با یکدیگر در بسیاری از خصوصیات انسانی و نیازهای طبیعی برابرند. در این نگاه تمامی انسان ها در اصل و حقیقت ارزشی یکسان دارند و همه‏ی افراد نوع انسانی عضو جامعه‏ی بزرگی هستند که جامعه‏ی بشری نام دارد.

۱- مساوات و برابری نژادها و روابط انسانها

مساواتی که اسلام مقرر داشته و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن را محقق ساخته و به لباس عمل در آورده، در تاریخ بشر بی‏نظیر است. در منطق قرآن کریم انسانها همه از یک سرچشمه(۱/نساء)  و فرزندان یک پدر و مادرند(۱۳/حجرات) و از این جهت فرقی میان آنها نیست. خداوند متعال به زبان اهل ایمان فرموده که خدا روح جان آنها را با یکتاپرستی و تسلیم محض در برابر خود رنگ آمیزی ویژه ای کرده است.(۱۳۸/بقره) چنانچه نفی هر گونه تبعیض ناشی از تفاوت جنس نر و ماده، رنگ و زبان و نژاد قوم و قبیله در سخن خدای منان آشکارا بیان شده و برتری ارجمندی و شایستگی انسان به برتری تقوایش مرتبط است.(۱۳/حجرات)

از سخنان معروف نبوی صلی الله علیه و آله که در حساس ترین مواضع و مهمترین مواقع ایراد گردیده، مساوات در تمامی روابط انسانی است که در معرض همگان ایراد گردیده است. ایشان در فح مکه به هنگام حاکمیت کامل اسلام در خطبه ای رسا ضمن اشاره به مبانی هستی شناختی مساوات، به جهانیان نفی هر گونه قوم و قبیگی، نژاد و رنگ و دارایی و توانگری در اسلام را اعلام نمود:

«یا أیها الناس ألا إنّ ربّکُم واحدٌ و إنّ أباکم واحدٌ ألا لا فضلَ (لا فخر) لعربی علی عجمی و لا عجمی علی العربی و لا أبیض علی أسود و لا أسود علی أبیض إلّا بالتقوی ألا هل بلغتُ؟ قالوا: نعم قال: لِیُبلّغ الشّاهد الغائبَ»

مردم آگاه باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان یکی است آگاه باشید که هیچ برتری عرب بر غیر آن و نه غیر عرب بر عرب و نه سفیدپوست بر سیاه و نه سیاه پوست بر سفید ندارد مگر بر اساس تقوا. آیا این حقیت را ابلاغ کردم؟ گفتند: آری فرمود: باید حاضران به غایبان ابلاغ کنند.(معدن الجواهر، ص۲۱)

چنانچه در مباحث پیشین نیز به مبانی مساوات اشاره شد، ایشان نیز در ابتدا یکی بودن پروردگار و یکی بودن منشأ پیدایش همگان را به عنوان مبانی هستی شناسی این آموزه متذکّر می‏شوند. سپس با بیان دو مصداق آشکار از مفهوم تقابل تضادّ میان عرب و عجم و سفید و سیاه، با صراحت و شفافیت چنین اصل و حقوق اساسی انسانی را در اختیار بشریت قرار داده‏اند. در انتها نیز ضمن اقرار گرفتن بر فهم و دریافت این پیام رسا و آرمان والا بر دوش همه‏ی شاهدان عینی مسوولیتی را بار می‏کنند تا به کسانی که در این همایش شکوهمند حاضر نبوده‏اند، این پیام را ابلاغ نمایند.

رهبر بزرگ جهان اسلام برای برهم زدن بسیاری از رسوبات فکری در روابط حاکم بر رسوم اجتماعی، اقدامات راهبردی در فضای فرهنگی جامعه مدنی پدید آورد. ازدواج جویبر که اهل یمامه و مردی کوتاه‌قد، زشت و فقیر بود، برای در هم شکستن رسوم جاهلی با دختر «زیاد بن لبید» که از بزرگان و محترمان قبیله بنی‌بیاضه و از انصار مدینه بود، مبارزه با رسوم جاهلی اعراب بود. سخنان زیبا و دل نشین ایشان در جواب زیاد که وی را هم‌شان و لایق ازدواج با دختر خود نمی‌دانست، سند ماندگاری بر اصل مساوات و برادری دینی است:

«یا زیاد! جویبر مؤمن و المؤمن کفو للمؤمنه و المسلم کفو للمسلمه فزوّجه یا زیاد و لا ترغب عنه»

ای زیاد! جویبر، مؤمن است و مرد مؤمن، شایسته و همتای زن مؤمن است و مرد مسلمان، شایسته و همتای زن مسلمان است؛ پس با این ازدواج موافقت کن و مخالفت نکن!»(الکافی، ج۵، ص۳۴۱، تذکره الفقها، بی‌تا، ج۲، ص۶۰۵و۶۰۶)

همچنین ایشان زینب دختر جحش دختر عمه‏اش و نوه عبدالمطلب را ابتدا به ازدواج زید، غلام آزاد شده‏ی خود درآورد و خودش برای زید به خواستگاری رفت. (الاحتجاج، ج۲، ص۲۲۳ عیون أخبار الرضا، ج۱۸، ص۲۲۴) اما آنجا که لازم است برای مبارزه با مساوات و برابری های خودساخته‏ی جاهلی در روابط انسانی از خود مایه بگذارد نیز، دریغ نمی‏نماید. سپس بعد از اختلاف و جدایی آن دو از هم، در یک اقدام جسورانه اینبار برای خود زینب را خواستگاری نمود تا به انگاره‏ی همتایی همسر فرزند با فرزند خوانده از اذهان زنگار یافته‏ی هم نوعانش پایان دهد.

بنیان گذار انقلاب اسلامی امام راحل نیز ضمن پافشاری به چنین حقیقتی، معیار تقوا را توأم با علم خوانده‏اند و یکی را بدون دیگری بی ارزش یا ضعیف قلمداد نموده‏اند.(صحیفه امام، ج۱۷، ص۱۸۵) این نگاه عمیق و برداشت دقیق مبتنی بر سخن گهر بار دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که از امام صادق علیه السلام نقل شده و خاستگاه شرافت تقوا را علم و معرفت معرفی نموده‏اند:

«أکثر النّاس قیمهً أکثرُهم علماً و أقَلُّ النّاس قیمهً أقلّهُم علماً»

با ارزش ترین مردمان اندیشمندترین آنان و بی ارزش ترین مردمان کم دانش ترین آنهاست.

بنابراین قدر و قیمت آدمیان به ملاک ظاهری و طبقاتی آنان نیست بلکه میزان علم و معنویت توأمان آنهاست که مقام و منزلت آنها را تعیین می‏کند. البته همانطور که ویژگی عمده‏ی این امور پنهانی و باطنی بودن آنان است، هرگز با آنها نمی‏توان و نباید برتری جست؛ چنانچه در ساحات دیگر مساوات به آن پرداخته خواهد شد. شگفتی و بزرگی و عظمت رهبر این نهضت عظیم انسانی و جهانی در اینست که مساوات در میان قبایل و طوایف عربی که از بدیهی ترین مسائل اجتماعی شان مسأله خون و نسب و نژاد قبیلگی شان بود، تحقق عملی یافت. امام بزرگوار درباره‏ی این خصیصه‏ی ایشان فرمودند: «وقتی با همین اشخاصی که رفقایش بودند، دوستانش بودند، دیگر سیاه و سفید و اینها مطرح نبود.»(صحیفه امام، ج۱۲، ص۵۰۹)

۲- مساوات در بهره برداری از مواهب طبیعی و امکانات اجتماعی

از نظر تعالیم قرآن کریم و آموزش های اسلامی، مواهب طبیعت، مواد، معادن و دیگر پدیده های آن چون مراتع، جنگلها، نهرها، دریاها و غیره در اختیار همه افراد نوع انسان قرار گرفته است. زمین مرکبی راهوار(۱۵/ملک)، گاهواره‏ای هموار(۵۳/طه، ۱۰/زخرف، ۶/نبأ) و قرارگاه(۳۶/بقره) و محل کار و تلاش و زندگی(۱۰/اعراف) شمرده شده و بستر گسترده‏ای(۲۲/بقره، ۱۹/نوح) و برای تأمین نیازها و معاش همه‏ی آدمیان قرار داده شده است.(۲۰/حجر) اینها نمونه ای از آیات بسیاری است که همگان را به بهره برداری از مواهب طبیعی، خوردنی ها و آشامیدنی ها و… دعوت کرده است. در هیچیک از آنها طبقه ای مخصوص و یا نژاد خاصی در بهره برداری بیشتر مجاز شمرده نشده و امکانات زمین و آسمان در اختیار انسان های ویژه ای قرار نگرفته است. یادکرد این نکته نیز بی‏تناسب نیست که در میزان بهره‏مندی انگیزه های ایمانی تنها معیار برخورداری نیست و هر کس بر اساس تلاش دنیاخواهانه اش تمامی آنچه امکان تصاحب آن را داشته باشد، در اختیارش قرار خواهد گرفت.(۱۵/هود)

در آموزش های حدیثی نیز در این زمینه اصولی ارزشمند و روشن وجود دارد که جهان هستی همچون خانه ایست که انسان مملّک آن و در اختیار اوست و هر چه مورد نیاز بندگان بوده در آن فراهم آمده است.(بحار الأنوار، ج۳ ص۶۱) بدیهی است که از چنین تعابیری هیچ گونه امتیازی برای شخص یا گروهی در بهره برداری از این مواهب و نعمتهای خدادای دیده نمی‏شود. در خانه ها همه به شکل برابر و یکسان می‏توانند از تمامی فرصت هایی که وجود دارد، استفاده کنند و هیچ کس درصدد این نیست که دیگران را از چنین حقی محروم کند. از آنجا که به شکل غریزی و فطری و رحم مادری تمامی اعضای یک منزل خود را از هم می‏دانند، کمتر در چنین وضعیتی تنش و درگیری براساس خودخواهی و خودبرتربینی صورت خواهد گرفت. البته گفتنی است چنین بیاناتی از قرآن کریم که مؤمنان جان هم(۶۱/نور) و یا در احادیث مؤمنان یک تن(نهج الفصاحه، ص۷۱۵) به شمار آمده‏اند، در مقامِ ترغیبِ مؤمنان به همکاری و همدردی با هم است(جامعه و تاریخ، ص۱۰۹) نظیر اعضای یک خانه که اینچنین‏اند.

در میان بحث های جامعه شناختی درباره نهادهای اصلی اجتماعی، اصالت و اولویت و تقدم با نهاد آموزش و پرورش نسبت به سایر نهادهاست.(جامعه و تاریخ، ص۳۴۴) از دیگر لوازم رعایت مساوات و برابری در جامعه‏ی اسلامی فراهم شدن امکان تحصیل و تعلیم و تربیت برای همگان است؛ چنانچه وجوب طلب علم بر عهده‏ هر زن و مرد مسلمان نهاده شد.( الکافی، ج۱، ص۳۰-۳۱) بی شک تمایزات علمی و تلاش های فکری افراد جامعه همواره موجب به وجود آمدن سطوح بی شماری از دانش آموزان، دانش جویان، دانشمندان و استادان خواهد شد. بنابراین جامعه‏ی تراز انقلاب اسلامی بدون توجه به طبقه‏ای خاص نظیر توانگران و قدرتمندان، زمینه های شکوفایی و رشد استعدادهای همگان حتی محرومان و ناتوانان را فراهم می‏آورد.

در حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله این نوع مساوات در میان مردم برای ثروت های عمومی وجود دارد و به جهت حکومت عدالت در میان شان، مردمان بی نیاز می‏گردند.(کافی، ج۳، ص۵۶۸) همینطور به جهت تحقق عدالت و بی نیازی مردم، وضعیت به گونه ای خواهد شد که ثروتها از همه‏ی منابع درآمد میان مردم تقسیم شده و به هر کس چه کارگزاران و توده مردم و چه بینوایان و تهیدستان و هر گروهی از مردم حقش داده خواهد شد.(کافی، ج۱، ص۵۴۲) درباره‏ی تسهیل در امر بهره‏مندی امکانات علمی و اجتماعی نیز افزون بر برطرف شدن دل مشغله‏ها و گرفتاری‏های فکری و روانی به دستان رحیمانه‏ی حضرت(الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۸۴۰) در احادیث آمده است: «حکمت در آن دروان به همگان اعطا خواهد شد تا یک زن در منزل خودش بتواند براساس حکم خدای متعال و رسولش صلی الله علیه و آله قضاوت کند.»(الغیبه للنعمانی، ص۲۳۹)

این هدف در بیانات رهبر بزرگ انقلاب اسلامی نیز بازتاب فراوانی داشته است؛ چنانچه در یکی از نطق ها اینگونه فرمودند: اسلام شخص اول مملکتش با یکی از رعایا فرق نداشت بلکه پایین تر از او بود در استفاده از مادیات.(صحیفه امام، ج۶، ص۲۷۷) در مسیر چهل ساله‏ی انقلاب نیز برگه های ذرّینی از برخورداری های عمومی دیده می‏شود:

رشد ۴ برابری شاخص تولید مواد غذایی[۲] و رشد ۱.۵ برابری تحصیلات ابتدایی[۳] و ۲ برابری متوسطه [۴]و ۱۰ برابری فارغ التحصیلان دانشگاهی[۵]، کاهش چشم گیری اختلالات حوزه‏ی سلامت و مرگ و میر کودکان[۶] و خودکشی[۷] و سرطان[۸] و سکته‏ی مغزی[۹] و افزایش شاخص امید به زندگی[۱۰] و کیفیت دسترسی به بهداشت و درمان[۱۱]، افزایش ۹۶ درصدی دسترسی مردم به آب سالم آشامیدنی[۱۲] و ۱۰۰ درصدی دسترسی مردم به برق[۱۳] و ارتقای ۶۰ پله ای و رتبه‏ی اول در رشد شاخص توسعه‏ی انسانی در ۴۰ سال گذشته از جمله مواردی است، تراز مطلوبی را در گسترش امر مساوات و برابری در انقلاب اسلامی به تصویر کشانده است.(ر.ک: صعود چهل ساله، ص۹۹ تا ۱۲۸)

۳- مساوات در حقیقت انسانیت و نیل به سعادت

برخلاف پاره ای از افسانه ها که اقوامی گوهر و اصل انسانیت را در برخی زن برتر از مرد و در برخی دیگر برعکس(الهیات تطبیقی، ش۱۷، ص۱۴۵) و حتی برخی آن را برای زنان منتفی می‏دانند(الحکمه المتعالیه فى الاسفار العقلیه الاربعه، ج ۷، ص ۱۳۶) و یا برخی فلاسفه که آفرینش گروهی از انسانها را برای بردگی دانسته‏اند.(افلاطون، بی‌تا، ص ۴۹۰) اسلام مطلقا حقیقت انسانیت را مشترک میان تمامی انسانها می‏داند. رسول خدا صلی الله علیها درباره پاسداشت به مقام و حقیقت انسان از ابوذر غفاری نقل شده است: ایشان در حلقه های میان اصحابش می‏نشست به گونه ای که وقتی فرد ناآشنایی می‏آمد، نمی‏دانست که پیامبر کدام یک است تا می‏پرسید.(سنن ابی داود، ج۷، ص۸۴ و مکارم الأخلاق ص۱۶) این سیره نبوی صلی الله علیه و آله زبان زد عام و خاص است و نه تنها در جلسات و یا نشست های اجتماعی بلکه در سفرهای کاری نیز خود را هچون آحاد جامعه مسوول می‏دانست و بخشی از بار کار را به عهده می‏گرفت. نقل است که در سفری برای طبخ غذا هرکس نقشی را پذیرفت و ایشان نیز جمع کردن هیزم را دستور کار خود قرار داد و در برابر اصرار یاران و ممانعت با ایشان فرمودند:

می‏دانم که شما کار مرا انجام می‏دهید، ولی من دوست ندارم که امتیازی بر شما داشته باشم؛ زیرا خداوند دوست نمی‏دارد بنده اش را در میان یاران خود متمایز ببیند. پس برخواست و برای جمع کردن هیزم به کار مشغول شد.(کحل البصر فی سیره سید البشر، ص۶۸)

در قرآن کریم نیل به انسانیت و سعادت به گونه ای مطرح گردیده که هر انسانی می‏تواند این راه را بپیماید و هرگز میان زن و مرد، کوچک و بزرگ تفاوتی دیده نمی‏شود. پیر و جوان از این منظر یکسانند و مانعی بر سر راه کسی نیست نه موانعی ذاتی وجود و نه موانعی اعتباری و تشریعی. در آیات متعددی ضمن گرامی داشتن مقام انسانیت(۳۱/بقره، ۷۲/احزاب)، حیات نوین و زندگی پاکیزه‏ را برای مردان و زنان بدون استثنا تنها در گروه ایمان و عمل صالح می‏داند.(۹۷/نحل) از این رو هر یک از انسانها در گرو عمل خویشند(۳۸/مدثر) و جزای آنها در گرو عمل‏شان است.(۱۶/طور)

برپایه‏ی همین اصل مساوات است که خدای متعال در بیان الگوی انسانی هم به بیان رجالی همچون نوح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، یوسف، موسی، هارون، داود، سلیمان، ایّوب، زکریّا و یحیی و عیسی، یسع، یونس و لوط(۸۳ تا ۸۶/انعام) اشاره نموده است. همینطور برای همگان اعم از مردان و زنان به الگوهای زنانه‏ای همچون آسیه زن فرعون و مریم(۱۰ و ۱۱/تحریم) نیز اشاره می‏نماید. همینطور نمونه‏های مردانه‏ای همچون قارون و فرعون و هامان(۳۹/عنکبوت) و زنانه‏ای همچون زن أبی لهب(۲/ابی لهب) و زنان نوح و لوط(۱۰/تحریم) را برای جلوگیری از اسوه و الگوگیری نادرست همگان مطرح می‏کند.

۴- تصدی شغل ها و انجام مسؤولیت ها

از دیگر جنبه های مساوات تکوینی، واگذاری مشاغل و مناصب حکومتی به افراد گوناگون بدون در نظر گرفتن ملاحظات دنیوی است. آنچه که در اسلام و سیره‏ی رسول خدا صلی الله علیه و آله معیار تصدّی و تعیین مسولیت هاست، تنها ملاحظه‏ی شایستگی، توانایی و تدبیر افراد است. ایشان به سن و حسب و نسب مردمان در این امر هیچ اعتمادی نداشت و حتی در سنگین‏ترین مسؤولیت های اجتماعی تفکیک جنسیتی را در عملکرد خود نادیده می‏گرفت.

از همان آغاز تشکیل حکومت اسلامی، رسول خدا صلی الله علیه و آله مسؤولیت ها را تقسیم کرد و در یک فراخوان عمومی همگان را بدون اغماض به جهاد دعوت نمود. برای اینکه این مسوولیت دشوار بر دوش عده ای سنگینی نکند و همواره بر گروهی از مردم شرایط جنگ تحمیل نشود، در قالب یک بیان قانونی که از نظر قواعد اصولی از تأکید بیشتری برخوردار است(کفایه الأصول، ص۹۳)، فرمود:

«إنّ کلّ غازیه غزت معنا بعضها بعضا» همه‏ی مردم گروه گروه در جنگ با ما مشارکت خواهند کرد.(وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۶۸)

 

ب) در نظام تشریع و قانون

مساوات از اصول مهم در قوانین بین المللی و داخلی است و در ماده یک اعلامیه حقوق بشر آمده که تمام افراد بشر آزاد و با حیثیت و حقوق یکسان زاییده می‏شوند و دارای موهبت خرد و وجدان هستند و با یکدیگر با روحیه برادری رفتار کنند. همچنین در ماده هفتم اعلامیه آمده که همه در برابر قانون مساوی‏اند و حق دارند در مقابل هر گونه تبعیض، از حمایت قانون برخوردار شوند. [۱۴] در اصل ۱۹ قانون اساسی انقلاب اسلامی نیز آمده که مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. با این وجود درباره‏ی اصل مساوات اجماع جهانی وجود دارد هر چند که در موارد استثنا هر یک از نظام های حقوقی بر اساس مبانی خود احکام متفاوتی را استنباط نموده‏اند.

مساوات در قانون اساسی ایران بر پایه اصل ۴ قانون اساسی بر مبنای موازین شرعی تفسیر می‏شود و به معنای وضع ِقانون یکسان برای همه نیست. منظور از مساوات در این معنی برابری مطلق است و برای همگان چه مسلمان و غیر مسلمان، چه مرد و چه زن و چه سیاه و سفید یکسان وضع و اجرا می‏شود. برخلاف قانون اساسی ایران در ماده ۲۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی ـ سیاسی با تأکید بر برابری مطلق و قانون یکسان برای همه می‏نویسد:

قانون باید هرگونه تبعیضی را منع و برای کلیه اشخاص حمایت موثر و متساوی علیه هر نوع تبعیض خصوصا از حیث نژاد، زنگ، جنس، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و عقاید دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، مکنت، نسب یا هر وضعیت دیگر تضمین کند.»(ر.ک سایت[۱۵] سازمان ملل متحد/جمهوری اسلامی ایران)

به نظر می‏رسد که برابری به معنای فوق در عمل نیز محقق نشده و در هر نظام حقوقی مواردی از نابرابری مشاهده می‏شود و قانون گذاران در وضع قانون، تفاوت ها را مد نظر داشته‏اند.(ریاست جمهوری زنان، ص۳۱) بررسی موارد چالش برانگیز به ویژه در امور مربوط به خانواده از گذشته مورد بحث و گفتگو بوده و از عهده‏ی این نوشتار خارج است.(ر.ک نظام حقوق زن در اسلام و نظریه حقوقی اسلام) با توجه به این مقدمه روشن می‏شود که منظور از مساوات در ساحت تشریع و قانون به این معنی است که برای شرایط مساوی قانون یکسان وضع شود و در مقام اجرا نیز در شرایط برابر فرق گذارده نشود.

۱- مساوات در برابر وظایف و تکالیف الهی

در اسلام همه مسلمانان حتی خود پیامبر گرامی ص در برابر وظایف کلی الهی و اجتماعی مساوی‏اند. تنها در چند مورد انگشت شمار تکلیف خصوصی بر عهده‏ی ایشان نهاده شده که بار مسؤولیت ایشان را بیشتر می‏نماید و الا اصل اشتراک در تکلیف در اصول فقه اسلامی(اصول فقه، ص۴۱۷ تا ۴۲۳) امری مسلم است به گونه ای که حتی اگر عملی از پیامبر صلی الله علیه و آله خواسته شود، بر همگان آن تکلیف عمومیت و فراگیر خواهد شد. مساوات در تشریع به این معنی است که قانون برای همه افرادی که قانون گذار برای آنها قانونی را در نظر گرفته، یکسان است. اصولا اسلام بر مبنایی شکل گرفته که در تمام حوزه های عمومی همه‏ی تبعیض ها زیر پا گذاشته شود و امتیاز جویی و برتری طلبی ها پایان پذیرد و مردم از حقوق شهروندی در حوزه های مختلف به مساوات بهره مند گردند.

۲- مساوات در شرایط یکسان در برابر حقوق اجتماعی

این مساوات بازتاب خوبی در سرتاسر فقه اسلامی و حتّی سیره پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و پیشوایان بزرگ معصوم دارد که آنها هرگز امتیازی در حقوق اجتماعی برای خود نسبت به دیگران قائل نبودند. در خطبه‏ی تاریخی فتح مکه که اقوام زیادی گرد رسول خدا جمع بودند و تشنه‏ی شنیدن اساسی ترین برنامه های اسلام‏اند، ایشان بر نژاد پرستی محکوم و تمام امتیازات اجتماعی و حقوقی خط بطلانی کشیدند و فرمودند:

«ای مردم! حاضران سخن مرا به غائبان برسانند! خداوند در سایه‏ی اسلام برتری جوئی های دوران جاهلیت و فخر فروشی به پدران و قبیله ها را از میان برد! ای مردم! شما همه از آدم هستید و آدم از خاک بود( و امتیاز بر یکدیگر ندارید) بدانید برترین و بهترین و گرامی‏ترین شما نزد خدا کسی است که تقوای الهی و اطاعتش نسبت به اوامر خدا بیشتر باشد.(سفینه البحار، ج۱، ص۳۹۱ و بحار الأنوار، ج۷۳ ص۲۹۳)

چنانچه در حجه الوداع و همایش همگانی مسلمانان در مسجد خیف در سرزمین منی فرمودند: مؤمنان برادرند خونهای آنان یکسان است و همگی همچون یکدست در برابر دشمنانند و همگی در برابر حقوق اجتماعی مساوی می‏باشند.(المؤمنون إخوه تتکافا دمائهم و هم یدٍ علی من سواهم یسعی بذمتهم أدناهم)(همان ص۳۹۲)

بنیان گذار انقلاب اسلامی امام راحل نیز در همان سخنرانی بهشت زهرا در ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ش با غیر قانونی خواندن رژیم سلطنتی، آن را دولت تحمیلی و دست نشانده و مجلس فرمایشی دانستند و تمامی اصلاحات و اقدامات آنها را مستلزم ویرانی و خرابی معرفی نمودند. ایشان با صراحت فرمودند که دولت تعیین می‏کنند و به پشتیبانی ملت آن را تعیین می‏کنند و فرمودند که بر همه واجب است که این نهضت را ادامه دهیم و با واسطه آرای ملت مجلس و دولت تعیین کنیم. در حقیقت ایشان برترین عامل احقاق حقوق اجتماعی مردم را تشکیل دولت در تراز انقلاب اسلامی می‏دانستند تا خود و دیگران را به حق تعیین در سرنوشت برسانند.

۳- مساوات در برابر بیت المال و وضع قوانین مالیاتی

«بیت المال»، مجموعه‏ی اموال عمومی جامعه است که به دست دولت و امام مسلمین در جامعه سپرده می‏شود و مالکیت امام و دولت نسبت به آنها، مالکیت منصبی و جهتی است نه مالکیت شخصی و فردی. بخش عمده‏ی ثروت در هر جامعه به ویژه جوامعی که گرفتار استثمار و ظلم نباشند و سرمایه داران منابه ثروت را چپاول نکرده باشند، در دست دولت و بیت المال قرار می‏گیرد. بیت المال از طرف دولت اسلامی صرف هزینه های می‏شود که مستقیم یا غیر مستقیم در خدمت و سود مردم است؛ چون سرمایه گذاری های مختلف درباره‏ی راه سازی، ساختمان سازی، سدّ سازی، بازرگانی، تولید، استخراج معادن، هزینه های مسأله بهداشت و فرهنگ و… همه در اختیار عموم افراد جامعه قرار می‏گیرد. پیشوایان اسلام از بیت المال مسلمین سهمی مساوی برای خود قائل بودند و در لباس و خوراک و مسکن همچون متوسط جامعه و گاه چنان ضُعفا زندگی نمودند تا مساوات اسلامی را از این طریق متبلور سازند.

از زمانی که حوزه‏ی مسؤولیت دولتها گسترده تر شده، بسیاری از اموال که در گذشته در مالکیت دولتها نبود، در دسترس آنها قرار گرفته است. مالیاتها، عوارض، بیمه، در آمدهای گمرکی و … امروزه در اختیار دولتهاست و از بیت المال شمرده می‏شود. با توجه به گستردگی و فراوانی این سرمایه ها، اجرای اصل مساوات در آنها بنیاد و ریشه‏ی طبقات و اشرافیگری و استکبار اقتصادی و فقر و استضعاف را می‏خشکاند. مردم در چنین وضعیتی است که خود را ناگریز از رفتار عادلانه و همسان و نزدیک به هم می‏بینند و فرهنگ برابری و برادری در میان آنها نمایان خواهد شد.

اگر منابع ثروت عمومی و بیت المال در خدمت همگان قرار نگرفت و در بخش های گوناگون مدیریت جامعه طبقه و قشر خاصی دیده شدند. بانکها تنها در بخش خصوصی به سرمایه داران وام دادند و معادن، آبها، مراتع و منابع پایدار در اختیار گروه خاصی قرار داده شد و شهرسازی و امکانات بهداشتی، فرهنگی، صنعتی در حاشیه‏ی زمین های زمین داران به وجود آمد، مساوات در تقسیم بیت المال انجام نگرفته است. این خود عامل و خاستگاه اصلی بیشتر محرومیتها، فقرها و دودستگی بالا و پایین شهر نشینان در جامعه است.

در آیین مقدس اسلام، مساوات دستور کار لازم دولتها و حکومتها بر شمرده شده و در صدر اسلام و دورانی که اسلام اصیل حاکم بوده به این جلوه از مساوات به شکل کامل پرداخته شده است. امام علی علیه السلام سیره‏ی خود را نظیر روش پیامبر صلی الله علیه و آله در تقسیم برابر بیت المال قرار داد تا اموال در گردش دستان ویژه خواران و سرمایه داران قرار نگیرد.(کافی، ج۸ ص۶۰ و ۶۱) چنانچه ایشان در تقسیم اموال شخصی شان نیز مردم را نظیر شریک و سهام دار خود می‏دانند، چه رسد به اموال عمومی و بیت المال مسلمین: «و لو کان المال لی لسوّیت بیهنم فکیف و إنّما المال مالُ الله» اگر این مالها از خود من بود مردم را در تقسیم برابر با یکدیگر در نظر می‏گرفتم، تا چه رسد به آنکه این اموال دارایی خداست.(خطبه۱۲۶/نهج البلاغه(للصبحی صالح)، ص۱۸۳)

تعبیر مال الله و دارایی خدا اشاره به آیه شریفه ۳۳ سوره نور است که در یک اضافه‏ی تشریفیه نظیر روح الله، بیت الله و ید الله، اموال عمومی و بیت المال و حتی اموال شخصی شرافتی می‏یابند که هیچ کس آنها را مخصوص خود قلمداد نکند. در سخن ناب دیگری از ایشان که گویا به جهت زدودن فخر فروشی و فزون طلبی و باج خواهی ها با قسم آغاز گردیده، فرموده است: «… فوالله ما أنا و أجیری هذا إلّا بمنزله واحده و أومی بیده إلی الأجیر» … «به خدا سوگند من و این کارگرم در یک منزلت(مساوی) هستیم ـ با دست به کارگر اشارت نمود.» در احکام مالیاتی نیز توصیه نموده که کارشناسان در گرفتن مالیات به میزانی تخفیف دهند که مردم زندگی شان روبرا باشد و هرگز این اغماز و چشم پوشی در اخذ مالیات، دولت را نباید نگران سازد.(نامه۵۳/نهج البلاغه)

در دولت جهانی موعود نه تنها این مساوات میان کارفرما و کارگر انجام خواهد شد بلکه مواسات میان برادران به نحوی است که تمامی مبادلات بازرگانی و داد و ستدها بدون احتساب دست مزد و سودگیری روی خواهد داد. در این دولت کریمه اگر کسی در قبال خدمتی که به بردار دینی خود انجام داد، بر قیمت اصل مالش بیافزاید و انتظار سود داشته باشد، از منظر فرهنگ عمومی جامعه وی رباخوار است؛ چنانچه وقتی از معنی روایت «أن ربح المؤمن علی المؤمن رباً» پرسیده شد، امام صادق علیه السلام فرمودند: این به هنگام ظهور حق و قیام قیام کننده‏ی ما روی خواهد داد اما امروز اشکالی ندارد که با برادر مؤمن معامله کنید و از او سود بگیرید.(من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۱۳)

۴- مساوات در مسائل قضائی و در برابر دادگاه های عمومی

برخلاف امتیازاتی که طبقه و قشر حاکم به شکل معمول برای خود قائل می‏شوند و خود را مسؤول رفتارهای بی مهابای خود نمی‏دانند، در قوانین قضائی اسلام چنین مسأله ای مردود است. در تاریخ صدر اسلام شکایت علیه شخصیت های طراز اول جهان نیز روی می‏داد و در شرایط مساوی برابر دادرسی در محکمه‏ی قضائی حاضر می‏شدند. در یکی از این جریانات وقتی قاضی دادگاه علی علیه السلام را به اقتضای ادب و احترام با کنیه اش صدا زد و امتیازی برای ایشان قائل شد، ایشان غضبناک شد و در پاسخ آن را برخلاف عدالت قضائی اسلام به شمار آورند.(شرح ابن ابی الحدید، ج۱۷، ص۶۵)

در ویژگی های قاضی دستور اینست که باید با دلسوزی و دلدادگی و مواسات بین مسلمانان حکم کند و با صورت و گفتار و نشستن این همراهی به طرفین دعوا بفهماند و میان آن فرق گذاری نکند. این رفتارهای دوگانه موجب می‏شود کسی که دوست و نزدیک به قاضی می‏باشد، در صدور حکم ظالمانه و جانبدارانه طمع کند و به دنبال نفوذ و دخالت در تصمیمات وی نماید. همینطور کسی که در جبهه و جهت فکری و سیاسی قاضی نمی‏باشد، ناامید از صدور حکم عادلانه و صمیمانه‏ی وی گردد و او را از شرط اصلی قضاوت و عدالت تهی بداند.(الکافی،ج۷، ص۴۱۳) در حقیقت این همدلی و دلسوزی بستری را در فضای دادگاه حاکم می‏سازد که هیچ یک از قاضی، شاکی و متشاکی از جایگاه خود خارج نشوند.

جمع بندی

بدون شک تفاوت هایی از نظر خلقت در میان انسان ها دیده می‏شود و به دنبال آن تفاوت هایی در مسؤولیت های اجتماعی و فلسفه آنها از نظر اسلام به وجود خواهد آمد. با این وجود فراهم ساختن یک نظام هماهنگ و یک دست امری بس دشوار و سخت می‏نماید. اعلامیه حقوق بشر و میثاق بین المللی مدنی ـ حقوقی جهانی نیز نتوانسته‏اند، بشریت را به چنین آرمانی نزدیک کنند و شرق و غرب در تحقق آن ناکام‏اند. بازخوانی مسائل و اصولی نظیر مساوات و مواسات و برقراری برابری و برادری میان انسانها جز با تأمل و تحقیق و تشریح متون دینی و تحقق عینی سیره‏ی رهبران الهی میسر است. مبانی و فسلفه مساوات نیز مبتنی بر جهان بینی توحیدی و نظام نفی طبقات اجتماعی و تجلّی حق و ولایت الهی است. آنچه که در این مختصر بیان شد، تقسیم ساحات مساوات یا مواسات در نظام تکوین و تشریع اسلام بود. از این رو با عنایت به این دسته بندی، در بعد تکوینی مجال و افقی ترسیم شد تا مساوات را در چهار بستر برابری نژادی و روابط انسانی، در بهره برداری از مواهب طبیعی و امکانات اجتماعی، در حقیقت انسانیت و نیل به سعادت و در تصدی شغل و انجام مسؤولیت مورد گفتگو قرار دهیم. همینطور در ساحت تشریعی چهار عنوانِ مساوات در برابر وظایف و تکالیف الهی، در شرایط یکسان در برابر حقوق اجتماعی، در برابر بیت المال و وضع قوانین مالیاتی و در مسائل قضائی و در برابر دادگاه های عمومی تبیین و تشریح شد. بدیهی است که بدون شکل گیری جامعه و دولت اسلامی هر یک از این جنبه ها در ساحات گوناگون تحقق نمی‏یابد. از این روی دولت تراز انقلاب اسلامی گام مهم و اساسی برای عملیاتی نمودن هر یک از این ساحات و جنبه ها و حیطه های متعدد آن است تا زمینه سازی برای نمایش جامع و کامل مساوات و مواسات دینی در حکومت جهانی مهدوی صورت گیرد.

منابع

  1. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبه آیه الله مرعشی، اول، قم، ۱۴۰۴ق.
  2. ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم‏، الغیبه للنعمانی، غفاری، علی اکبر، نشر صدوق، تهران، اول، ۱۳۹۷ق.
  3. ابن المنظور، محمد بن مکرم، لسان‏العرب، جمال الدین‏ میر دامادى، سوم، بیروت: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع ـ دار صادر ۱۴۱۴ق.
  4. ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین، قم، اول، ۱۳۶۲ش.
  5. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عیون اخبارالرضا (علیه‌السّلام)، تحقیق شیخ حسین الاعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی، ۱۴۱۰ق.
  6. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من لایحضره الفقیه، غفاری، علی اکبر، موسسه النشر الإسلامی، قم، ۱۴۱۳ق.
  7. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ التوحید، حسینی، هاشم، جامعه مدرسین، قم، اول، ۱۳۹۸ق.
  8. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مصادقه الإخوان‏، الخراسانى الکاظمى، سید علِى‏، اول، ‏مکتبه الإمام صاحب الزمان العامه، الکاظمیه‏، ۱۴۰۲ق.
  9. ابن شهر آشوب، معالم العلماء، نجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۸۰ق.
  10. ابن واضح، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۴ق.
  11. ابن هشام، عبد الملک، السیره النبویه، مصطفی، السقاء و غیره، قاهره، مطبعه مصطفی البابی الحلبی، ۱۳۵۵ق.
  12. الآخوند خراسانی، محمد کاظم، کفایه الأصول، مؤسسه النشر الإسلامی، قم، ۱۴۱۴ق.
  13. آلوسی، سید محمود، روح المعانی، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۸ق.
  14. باقر شریف القرشی، العمل و حقوق العامل فی الاسلام، الطبعه الرابعه، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۳۹۹ ق.
  15. بستانى، فؤاد افرام‏، فرهنگ ابجدى، رضا مهیار، تهران: انتشارات اسلامی‏، دوم، ۱۳۷۵ش‏.
  16. پاینده، ابو القاسم‏، نهج الفصاحه، دنیای دانش، تهران، چهارم، ۱۳۸۲ش.
  17. حسینی زبیدی، محمد مرتضى‏ تاج العروس من جواهر القاموس، على، هلالى و سیرى، على‏، دارالفکر، بیروت‏، اول، ۱۴۱۴ ق‏.
  18. حشمتی، ما شاء الله، مفهوم مساوات در نهضت مشروطه، معرفت، مؤسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۴ش، ش۹۵، ص۸۹ تا ۱۰۰.
  19. حکیمی، محمد، عصر زندگی، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، قم، دوم، ۱۳۷۴ش.
  20. حمید کاویانی پویا، «بررسی تطبیقی آفرینش انسان در اساطیر و ادیان ایران و میانرودان»، الهیات تطبیقی، ش۱۷، ۱۳۹۶ش، ص۱۳۹ ـ ۱۵۶.
  21. خمینی‌، روح الله، صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تهران، ۱۳۸۹ش.
  22. راجی، سید محمد حسین و خاتمی، سید محمد رضا، صعود چهل ساله، دفتر نشر معارف، قم، بیست و چهارم، ۱۴۰۱ش.
  23. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن اول، بیروت ـ دمشق: دار القلم- الدار الشامیه ۱۴۱۲ق.
  24. ریاست جمهوری زنان، هدایت نیا گنجی، فرج الله؛- ۱۳۸۵ش، ش۳۱، از ۲۶ تا ۶۰.
  25. ریچارد کروت، افلاطون، تهران، ققنوس، بی‏تا.
  26. السجستانی، ابن الأشعث، سنن ابی داود، دار الفکر للطباعه و النشر، اول، ۱۴۱۰ق.
  27. سلیمانی، جواد، اندیشه مساوات تبین مقوله «مساوات» در رساله سیاسی میرزای نائینی(ره)، اندیشه سیاسی معاصر، ۱۳۸۲ش، ش۱۱، ص۴۰ تا ۴۷.
  28. شاه مرادی، محمود، جایگاه اصل مساوات و برابری شهروندان در نظام حقوقی ایران، مطالعات حقوق، ۱۴۰۲ش، ش۳۳، ص۱۳۳ تا ۱۵۷.
  29. شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج البلاغه(للصبحی صالح)، هجرت، قم، اول، ۱۴۱۴ق.
  30. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشیعه، ، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، قم، اول، ۱۴۰۹ق.
  31. صدر المتألهین، الحکمه المتعالیه فى الاسفار العقلیه الاربعه، ج ۷، ص ۱۳۶، بیروت، دار احیاء التراث، چاپ سوم، ۱۹۸۱م.
  32. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ناشر: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، بیروت‏، دوم، ۱۳۹۰ق.
  33. طبرسی، ابوعلی فضل بن فضل بن حسن، أعلام الوری بإعلام الهدی، تهران، دار الکتب الإسلامیه، بی‏تا.
  34. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ الاحتجاج، تحقیق سید محمد باقر خراسانی، نجف، دارالنعمان للطباعه والنشر، ۱۳۸۶ق.
  35. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مکارم الأخلاق، الشریف الرضى‏، قم‏، چهارم، ۱۴۱۲ق.
  36. عاملی، سید احمد، اصل مساوات و اصول الگوی اسلامی نظام توزیع، پژوهش های اجتماعی اسلامی، ۱۳۹۲ش، ش۹۸، ص۶۳ تا ۹۰.
  37. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکره الفقها، بی‌جا، منشورات المکتبه المرتضویه اخبارآلاثار الجعفریه، بی‌تا.
  38. فخر رازى، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر( مفاتیح الغیب)، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، سوم، ۱۴۲۰ق‏.
  39. فراهیدى، خلیل بن أحمد، کتاب العین‏، دوم، قم، هجرت‏، ۱۴۰۹ق.
  40. فیومى، أحمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، موسسه دار الهجره، قم، دوم، ۱۴۱۴ق.
  41. قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله، ‏الخرائج و الجرائح‏، مؤسسه الإمام المهدى علیه السلام‏، مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، قم‏، اول، ۱۴۰۹ق.
  42. قمی، عباس، سفینه البحار، اسوه، قم، اول، ۱۴۱۴ق.
  43. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کحل البصر فی سیره سید البشر، بیروت، مؤسسه البلاغ، ۱۴۲۹ق.
  44. کراجکی، ابوالفتح، معدن الجواهر، تحقیق سیداحمد حسینی، ص۲۱، قم، مهراستوار، دوم، ۱۳۹۴ق.
  45. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چهارم، ۱۴۰۷ق.
  46. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت، دوم، ۱۴۰۳ق.
  47. مصباح یزدی، محمد تقی، جامعه و تاریخ، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، دوم، ۱۳۷۲ش.
  48. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نظریه حقوقی اسلام، مؤسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی(ره)، اول، ۱۳۸۶ش.
  49. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، اول، ۱۳۶۸ش.
  50. مطهری، مرتضی، مجموعه‏ی آثار، ج۱، صدرا، تهران، هشتم، ۱۳۷۷ش.
  51. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نظام حقوق زن در اسلام، صدرا ، ۱۴۰۲ش.
  52. مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، زارعی عباسعلی، بوستان کتاب، قم، اول، ۱۳۸۰ش.
  53. معلوف لویس، المنجد، دار المشرق، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  54. مکارم شیرازی، فصلنامه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، زمستان ۱۳۷۰، شماره۲۷، ص۴۳-۵۰.
  55. النظام السیاسی فی الاسلام، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۲ق.
  56. وهبه، توفیق علی، «مساوات» تبعیض طبقانی و نزادی در پرتو قرآن کریم، مقالات بیست و هفتمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی، بین المللی، ۱۳۹۵ش، ص۷۱ تا ۹۶.
  57. یاراحمدی، حسین ؛ مولائی کوچه باغ، میرمهدی، اصلاح قوانین مربوط به حقوق جزا به منظور افزایش عدالت و مساوات در اجرای مجازات‌ها، مطالعات علوم سیاسی، حقوق و فقه، ۱۴۰۲ش، ش۴، ص۴۵۳ تا ۴۶۲.

[۱] https://ahlolbait.com/ارزش و اهمیت مساوات در اسلام

[۲]. Data.worldbank.org/indicator/AG .PRD .FOOD .XD?locations=IR

[۳]. Knoema.com/atlas/Iran/topics/Esucation/Primary-Edacation/Net-enrolment-rate-in-primary-education?compareTo=US,JP,FR,DE

[۴] . ourworldindata.org/grapher/gross-enrollment-ratio-in-secondary-education?tab=chart&countr y=IRN+OWID_WRL

[۵].ourworldindata.org/grapher/share-of-the-population-with-completed-tertiary-education?tab=

chart&country=CHN+EGY +IRN +PRT+SAU+TUR+GBR

[۶] data.worldbank.org/indicator/SH.DYN.MORT?locations=IR-1W.

[۷].ourworldindata.org/grapher/suicide-death-rates?tab=chart&country=CAN+CHN+FRA+IND+IR N+JPN+MYS+KOR+SWE+CHE+GBR+USA+OWID_WRL+DNK+DEU.

[۸].ourworldindata.org/grapher/share-of-population-with-cancer?tab=chart&time=1990.2017&country JPN-KOR-USA-DNK-FRA-Central Europe-Eastern Europe-ISR-OWID-WRL-IRN

[۹].ourworldindata.org/grapher/stroke-death-rates?tab=chart&country=IRN+OWID_WRL.

[۱۰].data.worldbank.org/indicator/SP.DYN.LE00.IN?locations=IR-1W.

[۱۱].healthdata.org/iran.

[۱۲].ourworldindata.org/water-use-sanitation.

[۱۳].data.worldbank.org/indicator/GELC.ACCS.ZSlocations-IR-IW

[۱۴] www.asriran.comکد خبر ۶۴۳۹۹۵

[۱۵] Iran.up.org/fa/106018

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا